آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

آویزان به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

صفت
فونتیک فارسی / aavizaan /

hanging, hung, suspended, pendant, dangling, pendulous, overhanging, suspensory, drooping, droopy, floppy, pendent, saggy

hanging

hung

suspended

pendant

dangling

pendulous

overhanging

suspensory

drooping

droopy

floppy

pendent

saggy

آویخته

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار اندروید فست دیکشنری

او به لوستر آویزان در تالار بزرگ نگاه می‌کرد.

She admired the suspended chandelier in the grand hall.

او از آویزان بودن پاندول شگفت‌زده شده بود.

He was fascinated by the dangling of the pendulum.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد آویزان

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

ارجاع به لغت آویزان

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «آویزان» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/آویزان

لغات نزدیک آویزان

پیشنهاد بهبود معانی