آیکن بنر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

خرید با تخفیف
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۱

      اختلال به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / ekhtelaal /

      disorder, derangement, disarrangement, disarray, dislocation, disturbance, glitch, disorganization, interference, disruption, aberration, confusion

      disorder

      derangement

      disarrangement

      disarray

      dislocation

      disturbance

      glitch

      disorganization

      interference

      disruption

      aberration

      confusion

      پریشانی
      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      اختلال شخصیت

      personality disorder

      پسر بزرگتر او مبتلا به اختلال بیش‌فعالی همراه با کمبود توجه شدید است.

      Her oldest son has severe attention deficit hyperactivity disorder.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      آن خواننده سال‌ها با اختلال در غذا خوردن دست و پنجه نرم کرده بود.

      The singer had struggled for years with an eating disorder.

      اسم
      فونتیک فارسی / ekhtelaal /

      affliction, disorder, derangement, indisposition, impairment, breakdown, ailment, malady, dysfunction, impediment

      affliction

      disorder

      derangement

      indisposition

      impairment

      breakdown

      ailment

      malady

      dysfunction

      impediment

      درست یا خوب کار نکردن اعضای بدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      اگر فردی از نظر بصری دچار اختلال باشد، توانایی دید او محدود است.

      If a person is visually impaired, their ability to see is limited.

      اختلال حسی

      sensory disorder

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد اختلال

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      اخلال اغتشاش بی‌نظمی هرج‌ومرج
      مترادف:
      آشفتگی پریشانی پریشی نابسامانی

      ارجاع به لغت اختلال

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «اختلال» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/اختلال

      لغات نزدیک اختلال

      • - اختلاف‌نظر
      • - اختلاف نظر داشتن
      • - اختلال
      • - اختلال اوضاع
      • - اختلال حواس
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت child و kid چیست؟

      تفاوت rob و steal چیست؟

      تفاوت community و society چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      macadamia medlar oleaster pear persimmon pistachio pomegranate quebracho quince royal poinciana satsuma screw bean shagbark silk-cotton tree soapbark کمک گوش‌درد آسیب‌شناختی آلیزیدن احساسات ارج نشاط‌آور خروشان مختلف اجازه‌ی ورود دادن اجازه‌ی ورود اجرای سوگند احترام گذاشتن اخیرالورود ترغیب
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.