disturbance, disorder, commotion, convulsion, riot, turmoil, unrest, perturbation, babel, revolt, uprising, rebellion, uproar, turbulence, tumult, anarchy, confusion, unsettlement
disturbance
disorder
commotion
convulsion
riot
turmoil
unrest
perturbation
babel
revolt
uprising
rebellion
uproar
turbulence
tumult
anarchy
confusion
unsettlement
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
تظاهرات منجر به اغتشاش عمومی شد.
The demonstration led to public disorder.
مرد مست لایعقل بهدلیل ایجاد اغتشاش به بیرون از بار اسکورت شد.
The blind man was escorted out of the bar for causing a disturbance.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
لغت صحیح «اغتشاش» است و نه «اختشاش».
در زبان فارسی، واژهی «اغتشاش» به معنای آشوب، بینظمی، و هرجومرج به کار میرود. این کلمه از ریشهی عربی گرفته شده و در متون ادبی و روزمره برای توصیف وضعیتهایی استفاده میشود که نظم و آرامش به هم میریزد.
واژهی «اختشاش» به صورت صحیح در زبان فارسی وجود ندارد و معمولاً به اشتباه به جای «اغتشاش» استفاده میشود. این نوع خطاهای املایی معمولاً به دلیل شباهت صوتی یا ترکیبی حروف رخ میدهد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «اغتشاش» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/اغتشاش