آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۴

      از به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      حرف اضافه
      فونتیک فارسی / az /

      (indicating the beginning) since, from, at, as of

      since

      from

      at

      as of

      نشانه‌ی آغاز

      از چهار سال پیش

      from four years ago

      از آنجایی که او به اینجا رسیده است

      since she arrived here up to now

      حرف اضافه
      فونتیک فارسی / az /

      (indicating distance) from

      from

      نشانه‌ی فاصله

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      از همدان تا تهران

      from Hamedan to Tehran

      او دیر به جلسه رسید؛ از تبریز می‌آمد.

      She arrived late for the meeting, coming from Tabriz.

      حرف اضافه
      فونتیک فارسی / az /

      (indicating numbers) from

      from

      نشانه‌ی تفاوت شماره‌ها

      از بیست تا سی

      from twenty to thirty

      از ۱ تا ۱۰۰ بشمار.

      Count from 1 to 100.

      حرف اضافه
      فونتیک فارسی / az /

      (indicating movement) from, through

      from

      through

      نشانه‌ی حرکت از جایی به جای دیگر

      لیوان از میز افتاد.

      The glass fell off the table.

      اتومبیل از پل گذشت.

      The car passed over the bridge.

      حرف اضافه
      فونتیک فارسی / az /

      (indicating ownership) of, by, from, with, ex

      of

      by

      from

      with

      ex

      نشانه‌ی تعلق

      این شعر از حافظ است.

      This poem is by Hafez.

      یکی از عکس‌های مادرم

      one of my mother's pictures

      حرف اضافه
      فونتیک فارسی / az /

      (indicating way or source of procurement) of, from

      of

      from

      نشانه‌ی راه یا منشا به دست‌آوری

      الهه ترکی را از او یاد گرفت.

      Elahe learned Turkish from her.

      از یک خانواده‌ی خوب

      from a good family

      حرف اضافه
      فونتیک فارسی / az /

      (indicating cause or reason) from, out of, caused by

      from

      out of

      caused by

      نشانه‌ی دلیل و علت

      مرگ از گرسنگی

      death from hunger

      سرخ شدن از خجالت

      blushing out of shame

      حرف اضافه
      فونتیک فارسی / az /

      (indicating opposition) of, from

      of

      from

      نشانه‌ی تقابل

      این کار از او برنمی‌آید.

      He is not up to this task.

      از گربه می‌ترسم.

      I am afraid of a cat.

      حرف اضافه
      فونتیک فارسی / az /

      (indicating the reference) about

      about

      درباره‌ی، در مورد

      از جوانی‌های خود صحبت می‌کرد.

      She was talking about her youth.

      (مولوی) بشنو از نی چون حکایت می‌کند...

      Hear the reed as it tells a story...

      حرف اضافه
      فونتیک فارسی / az /

      (indicating all or part of something) of, from, to, out of, in, off

      of

      from

      to

      out of

      in

      off

      نشانه‌ی تمام یا بخشی از چیزی

      علی از دو چشم نابیناست.

      Ali is blind in both eyes.

      اتاق پر از دانشجو بود.

      The room was full of students.

      حرف اضافه
      فونتیک فارسی / az /

      (indicating the comparison) (-er/ more) than

      than

      نشانه‌ی مقایسه

      بهتر از تو دوستی ندارم.

      I don't have a better friend than you.

      پیراهن تو از مال من بهتر است.

      Your dress is better than mine.

      حرف اضافه
      فونتیک فارسی / az /

      (indicating kind and quality) of, kin

      of

      kin

      نشانه‌ی جنس و نوع

      از آهن است.

      It is made of iron.

      از این نوع موزها نمی‌خواهم.

      I don't want this kind of bananas.

      پیشوند
      فونتیک فارسی / az /

      a prefix that comes before a noun and a infinitive and creates a new verb or particle

      a prefix that comes before a noun and a infinitive and creates a new verb or particle

      همراه اسم و مصدر می‌آید و فعل جدید می‌سازد
      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج از

      از به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «از» در زبان انگلیسی غالباً به from ترجمه می‌شود.

      کلمه‌ی «از» یکی از پرکاربردترین حروف اضافه در زبان فارسی است که نقش مهمی در ساختار نحوی و معنایی جملات ایفا می‌کند. این واژه به‌ظاهر ساده، در واقع بار معنایی گسترده‌ای دارد و در موقعیت‌های متعددی به کار می‌رود؛ از جمله برای بیان مبدأ، منشأ، جدایی، سببیّت، مقایسه، بهره‌گیری و بسیاری کاربردهای دیگر. تطبیق دقیق معادل‌های آن در زبان‌های دیگر به‌ویژه انگلیسی، همواره نیازمند توجه به بافت جمله است، چرا که معادل‌های آن می‌تواند بسته به کاربرد، from، of، by، than و حتی ساختارهای دیگر باشد.

      در نقش اصلی خود، «از» برای نشان دادن مبدأ حرکت یا خاستگاه چیزی استفاده می‌شود؛ مانند جمله‌ی «او از خانه بیرون رفت» که در انگلیسی به صورت He went out from the house ترجمه می‌شود. این کاربرد فضایی، یکی از پایه‌ای‌ترین و ابتدایی‌ترین معانی «از» است که اغلب در مکالمات روزمره دیده می‌شود. همچنین، در کاربرد زمانی نیز نقش مشابهی ایفا می‌کند؛ مانند «از دیروز منتظرم»، که نشان‌دهنده‌ی آغاز یک بازه‌ی زمانی است.

      از سوی دیگر، «از» نقش مهمی در نشان‌دادن جدایی یا تفکیک ایفا می‌کند. در جمله‌ای مانند «او را از دیگران جدا کردند»، واژه‌ی «از» بیانگر عملی است که منجر به قطع پیوستگی میان دو عنصر می‌شود. در کاربردهای سببی نیز، این حرف اضافه می‌تواند علت یا منشأ یک حالت یا اتفاق را نشان دهد؛ مانند «از ترس لرزید» که در آن «از» رابطه‌ی علّی میان ترس و لرز را برقرار می‌کند. این نوع معانی، پیچیدگی‌های معنایی ظریفی دارند که در ترجمه به زبان‌های دیگر باید به‌دقت منتقل شوند.

      در زبان نوشتاری و ادبی، «از» کاربردهای زیبایی‌شناختی و بلاغی نیز پیدا می‌کند. به عنوان مثال، در عبارات تشبیهی و استعاری، این حرف اضافه ابزاری است برای پیوند دو عنصر در ذهن مخاطب؛ مانند «چهره‌اش از ماه روشن‌تر بود». همچنین، در ساختارهای تعجب و تمجید، «از» نقشی کلیدی دارد، مانند: «از این همه دقتت شگفت‌زده‌ام!» که بیانگر شدت احساس یا واکنش است.

      «از» نشان‌دهنده‌ی دامنه‌ی گسترده‌ای از روابط معنایی در زبان فارسی است و درک عمیق‌تر آن برای تسلط بر ساختارهای این زبان ضروری‌ست. تسلط بر کاربردهای «از» به زبان‌آموزان و مترجمان کمک می‌کند تا جملاتی دقیق، روان و مطابق با ساختار طبیعی زبان تولید کنند. همچنین، این حرف اضافه در پیوند معنایی اجزای جمله، نقشی اساسی دارد و به همین دلیل یکی از اجزای بنیادین زبان فارسی محسوب می‌شود.

      ارجاع به لغت از

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «از» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/از

      لغات نزدیک از

      • - اریگامی
      • - اریون
      • - از
      • - از آب پوشیده کردن
      • - از آب درآمدن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      squishy hawkish dovish Northern Lights anesthetic turn away do up feat gild talisman whether greyhound standard deviation cartogram provide relief زمین مسابقه زمین‌بازی زمین خوردن زن ستیزانه زنبور عسل زنگ زنگوله زن‌ستیز زودگذر زیتون زیر پا گذاشتن زیرسیگاری زیرنویس زیر شاخه زیرنویس فیلم
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.