آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۴

      از بین بردن به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      فعل متعدی
      فونتیک فارسی / az beyn bordan /

      to consume, to corrode, to eradicate, to dismantle, to dissolve, to eliminate, to exterminate, to overturn, to ruin, to spoil, to efface, to kill, to emasculate, to annihilate, to obliterate, to discreate, to destroy, to wipe out, to extirpate, to do away with

      to consume

      to corrode

      to eradicate

      to dismantle

      to dissolve

      to eliminate

      to exterminate

      to overturn

      to ruin

      to spoil

      to efface

      to kill

      to emasculate

      to annihilate

      to obliterate

      to discreate

      to destroy

      to wipe out

      to extirpate

      to do away with

      نابود کردن، پاک کردن، معدوم کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      ما باید هرگونه شک و تردید را از ذهنمان از بین ببریم.

      We must eliminate any trace of doubt from our minds.

      آتش‌سوزی‌ها هزاران زمین جنگل را از بین برد.

      The wildfires consumed thousands of acres of forest.

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج از بین بردن

      از بین بردن به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «از بین بردن» در زبان انگلیسی به destroy ترجمه می‌شود.

      «از بین بردن» به معنای نابود کردن یا برطرف کردن کامل یک شیء، پدیده یا اثر است به طوری که دیگر اثری از آن باقی نماند. این واژه می‌تواند هم در زمینه‌های مادی و فیزیکی به کار رود، مانند از بین بردن اشیاء یا ساختمان‌ها، و هم در زمینه‌های انتزاعی یا مفهومی، مانند از بین بردن عادات، افکار منفی یا مشکلات.

      در زندگی روزمره، از بین بردن می‌تواند عملی ضروری برای پاکسازی محیط باشد. برای مثال، از بین بردن زباله‌ها و مواد غیرقابل استفاده به حفظ سلامت محیط زیست و نظم خانه کمک می‌کند. همچنین، در مدیریت امور شخصی و کاری، از بین بردن موارد غیرضروری، اسناد قدیمی یا اطلاعات تکراری باعث بهبود کارایی و کاهش بی‌نظمی می‌شود و امکان تمرکز بهتر روی اهداف اصلی را فراهم می‌آورد.

      در حوزه‌های هنری و صنعتی نیز «از بین بردن» کاربردهای مشخصی دارد. هنرمندان گاهی بخش‌هایی از آثار خود را به‌طور عمدی از بین می‌برند تا اثر نهایی را به شکل دلخواه شکل دهند یا پیام خاصی منتقل کنند. در صنایع، فرآیندهای کنترل کیفیت شامل از بین بردن محصولات معیوب می‌شود تا از انتشار کالاهای نامرغوب جلوگیری شود و استانداردها حفظ گردد.

      از نظر روانشناختی و فردی نیز این واژه می‌تواند به پاکسازی ذهن و کاهش بارهای روانی اشاره داشته باشد. از بین بردن افکار منفی، عادات زیان‌آور یا احساسات مخرب به افراد کمک می‌کند تا آرامش بیشتری پیدا کنند و محیط داخلی خود را سالم‌تر و مثبت‌تر سازند. این مفهوم، در کنار جنبه‌ی مادی، نشان‌دهنده‌ی اهمیت پاکسازی و نظم در زندگی انسان است.

      «از بین بردن» جنبه‌ای مهم در مدیریت منابع، زندگی روزمره، هنر و روان انسان دارد. این واژه نمایانگر یک تغییر کامل، حذف یا نابودی است که می‌تواند نتیجه‌ای مثبت، کاربردی یا حتی نمادین داشته باشد. بسته به زمینه، این عمل می‌تواند به بهبود محیط، افزایش کارایی و ارتقای کیفیت زندگی کمک کند و نشان‌دهنده‌ی اهمیت سازمان‌دهی، پاکسازی و بازسازی است.

      ارجاع به لغت از بین بردن

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «از بین بردن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/از بین بردن

      لغات نزدیک از بین بردن

      • - از بیم جان
      • - از بین بر
      • - از بین بردن
      • - از بین رفتن
      • - از بین نبردنی
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.