captivity, internment, POW, being a prisoner of war
captivity
internment
POW
being a prisoner of war
او شهر را فتح کرد و مردم آن را به اسارت برد.
He took the town and carried its people into captivity.
دزدان دریایی به کشتی حمله کردند و همه را به اسارت گرفتند.
Pirates attacked the ship and took everyone captive.
قدیمی slavery, enslavement, thralldom, thrall, bondage
slavery
enslavement
thralldom
thrall
bondage
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
موسی یهودیان را از اسارت نجات داد.
Moses saved Jews from bondage.
او تحت اسارت رئیسش مجبور شد ساعتهای طولانی کار کند و رفتار ناعادلانه را تحمل کند.
Under the thralldom of his boss, he was forced to work long hours and endure unfair treatment.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
شکل درست و معیار این واژه «اسارت» است. این کلمه به معنای گرفتار شدن یا در بند قرار گرفتن است و در زبان فارسی به همین صورت نوشته میشود. شکل «اثارت» نادرست و غیرمعیار است و در منابع رسمی زبان فارسی وجود ندارد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «اسارت» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/اسارت