آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۴

    اصلاح کردن به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    فعل متعدی
    فونتیک فارسی / eslaah kardan /

    to reform, to rectify, to repair, to correct, to mend, to revise, to remedy, to right, to improve, to ameliorate, to amend, to redress

    to reform

    to rectify

    to repair

    to correct

    to mend

    to revise

    to remedy

    to right

    to improve

    to ameliorate

    to amend

    to redress

    درست کردن

    او لبخند زد و سعی کرد آخرین اظهارات خود را اصلاح کند.

    She smiled, trying to amend her last statement.

    باید آن بی‌عدالتی‌ها و ناهنجاری‌ها را اصلاح کنیم.

    We must correct those injustices and anomalies.

    فعل متعدی
    فونتیک فارسی / eslaah kardan /

    to shave (the beard), to style (hair), to dress (the hair), to groom, to trim, to give a haircut to

    to shave

    to style

    to dress

    to groom

    to trim

    to give a haircut to

    سلمانی کردن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    من باید هر صبح ریشم را اصلاح کنم تا مرتب به نظر برسم.

    I need to shave the beard every morning to look sharp.

    من باید قبل‌از مهمانی موهایم را اصلاح کنم.

    I need to style my hair before the party.

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج اصلاح کردن

    اصلاح کردن به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «اصلاح کردن» در زبان انگلیسی معادل to correct یا to fix است.

    «اصلاح کردن» به معنای رفع خطا، اشتباه یا نقص در یک چیز، رفتار، یا فرایند است تا آن را به حالت درست، مناسب یا بهتر برگرداند. این فعل می‌تواند در زمینه‌های مختلف به کار رود؛ مثلاً اصلاح اشتباهات نوشتاری، اصلاح رفتارهای نادرست، یا اصلاح مشکلات فنی در دستگاه‌ها و سیستم‌ها.

    در زندگی روزمره، اصلاح کردن بخشی اساسی از یادگیری و رشد فردی است؛ وقتی فرد خطاهای خود را می‌بیند و آن‌ها را اصلاح می‌کند، به بهبود مهارت‌ها و دانش خود کمک می‌کند. همچنین در حرفه‌ها و صنایع مختلف، اصلاح کردن به معنای بهینه‌سازی فرایندها و محصولات برای افزایش کیفیت و کارایی است.

    از نظر روان‌شناسی، پذیرفتن اشتباه و تلاش برای اصلاح آن نشانه‌ای از بلوغ فکری و مسئولیت‌پذیری است که باعث تقویت اعتماد به نفس و رضایت از خود می‌شود. اصلاح کردن همچنین می‌تواند شامل بازنگری در نگرش‌ها، عقاید و رفتارها باشد که به رشد شخصیت کمک می‌کند.

    «اصلاح کردن» فرایندی است برای بهبود و تصحیح که در زندگی فردی، اجتماعی و حرفه‌ای اهمیت زیادی دارد و پایه‌ی پیشرفت و موفقیت است.

    ارجاع به لغت اصلاح کردن

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «اصلاح کردن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/اصلاح کردن

    لغات نزدیک اصلاح کردن

    • - اصلاح طلب ساده لوح
    • - اصلاح‌طلبانه
    • - اصلاح کردن
    • - اصلاح کردن جزئیات
    • - اصلاح کردن شاخ و برگ
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.