آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۱ تیر ۱۴۰۴

    انجام دادن به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    فعل متعدی
    فونتیک فارسی / anjaam daadan /

    to accomplish, to do, to perform, to carry out, to implement, to fulfill, to execute, to discharge, to consummate

    to accomplish

    to do

    to perform

    to carry out

    to implement

    to fulfill

    to execute

    to discharge

    to consummate

    به انجام رساندن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    قول خود را انجام خواهم داد.

    I will fulfill my promise.

    کارهای بزرگی را انجام دادن

    to do great deeds

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    آزمایش آزمایشگاهی را انجام دادن

    to perform a laboratory experiment

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج انجام دادن

    انجام دادن به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «انجام دادن» در زبان انگلیسی به Perform یا Carry out ترجمه می‌شود.

    بسته به زمینه‌ی استفاده، واژگانی مانند Execute, Accomplish و Do نیز ممکن است به‌کار بروند، اما در متون رسمی و تحلیلی، «perform» و «carry out» کاربرد دقیق‌تری دارند.

    «انجام دادن» به معنای به پایان رساندن یا عملی‌ساختن یک کار، فعالیت یا وظیفه است. این فعل یکی از بنیادی‌ترین افعال در زبان فارسی و انگلیسی محسوب می‌شود و در اغلب زمینه‌ها – از زندگی روزمره گرفته تا علم، هنر، مهندسی، و مدیریت – حضور دارد. معنای آن فراتر از صرفاً آغاز یک عمل است؛ بلکه بر تحقق، استمرار و به نتیجه رسیدن نیز دلالت دارد. «انجام دادن» اغلب با تلاش، برنامه‌ریزی و ارزیابی همراه است و از این‌رو، نقشی کلیدی در هر نوع فعالیت انسانی ایفا می‌کند.

    در محیط‌های حرفه‌ای و سازمانی، انجام دادن وظایف و پروژه‌ها به‌صورت دقیق و مسئولانه، شاخصی از بهره‌وری، تعهد و کارآمدی افراد تلقی می‌شود. برای نمونه، هنگامی‌که از کارمندی خواسته می‌شود «پروژه را انجام دهد»، انتظار بر این است که او بر اساس دستورالعمل‌ها، زمان‌بندی و منابع موجود، فعالیت‌ها را به‌درستی اجرا کرده و به نتیجه‌ای مشخص دست یابد. در این‌جا واژه‌ی «carry out» به‌خوبی نشان‌دهنده‌ی روند تدریجی، سنجیده و هدف‌مند انجام وظایف است.

    در علوم تجربی و تحقیقاتی، «انجام دادن» می‌تواند به اجرای آزمایش‌ها، بررسی فرضیه‌ها یا انجام تجزیه‌وتحلیل‌های آماری اشاره داشته باشد. برای مثال، «انجام یک آزمایش بالینی» مستلزم رعایت پروتکل‌های علمی، جمع‌آوری داده‌ها، نظارت مستمر و نتیجه‌گیری مستند است. واژه‌ی «perform» در این بافت، بیشتر به فعالیت‌هایی اطلاق می‌شود که دارای رویکرد فنی یا تخصصی‌اند. همچنین در حوزه‌ی کامپیوتر و فناوری اطلاعات، «انجام عملیات پردازشی» به‌معنای اجرای یک الگوریتم یا دستور توسط سیستم است، که با واژه‌ی «execute» شناخته می‌شود.

    در هنرهای نمایشی، انجام دادن یک اثر می‌تواند به اجرای زنده‌ی یک قطعه‌ی موسیقی، نمایش یا رقص اطلاق شود. «Performing a play» یا «performing a song» بیانگر فعالیتی است که ترکیبی از مهارت، خلاقیت و ارتباط با مخاطب را می‌طلبد. در این زمینه، انجام دادن نه صرفاً یک عمل، بلکه یک تجربه‌ی تعاملی و گاه منحصر به‌فرد است که با احساس، تفسیر و ارتباط انسانی عجین شده است.

    مفهوم «انجام دادن» در زندگی روزمره نیز کاربرد فراوان دارد؛ از کارهای ساده‌ی شخصی مانند «انجام دادن تکالیف» یا «انجام دادن خرید» گرفته تا تصمیم‌های مهم و اقدامات تأثیرگذار در روابط و جامعه. این واژه پلی است میان اندیشه و عمل، میان برنامه‌ریزی و تحقق، و نشان‌دهنده‌ی نقش فعال انسان در شکل‌دهی به دنیای پیرامون خود است.

    ارجاع به لغت انجام دادن

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «انجام دادن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/انجام دادن

    لغات نزدیک انجام دادن

    • - انجام‌پذیر
    • - انجام پذیری
    • - انجام دادن
    • - انجام دادن آزمایشی
    • - انجام دادن با تقلا
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.