آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۴

    اپیدمی به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / epidemi /

    epidemic

    epidemic

    بیماری همه‌گیر، پدیده‌ی رایج

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    این منطقه در زمستان امسال با یک اپیدمی شدید آنفلوانزا مواجه شد.

    The region faced a severe epidemic of influenza this winter.

    اقدامات پیشگیرانه برای جلوگیری از پیشرفت اپیدمی انجام شد.

    Preventive measures were put in place to halt the epidemic's advance.

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج اپیدمی

    اپیدمی به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «اپیدمی» در زبان انگلیسی به Epidemic ترجمه می‌شود.

    اپیدمی به شیوع گسترده و سریع یک بیماری در میان جمعیتی مشخص و در یک بازه‌ی زمانی محدود گفته می‌شود. این واژه معمولاً برای بیماری‌های عفونی به کار می‌رود، اما می‌تواند برای هر شرایطی که به طور ناگهانی و فراگیر رخ دهد نیز به‌کار گرفته شود. اپیدمی‌ها نشان‌دهنده‌ی افزایش غیرمعمول تعداد مبتلایان در مقایسه با حالت عادی هستند و می‌توانند تأثیرات اجتماعی، اقتصادی و روانی گسترده‌ای بر جامعه داشته باشند.

    علت وقوع اپیدمی‌ها معمولاً شامل عوامل زیست‌محیطی، رفتاری و میکروبیولوژیکی است. عوامل محیطی مانند تراکم جمعیت، شرایط بهداشتی ضعیف یا تغییرات اقلیمی می‌توانند زمینه‌ی انتشار سریع بیماری‌ها را فراهم کنند. همچنین، رفتارهای انسانی مثل تجمعات، سفرهای بین شهری یا بین‌المللی و رعایت نکردن دستورالعمل‌های بهداشتی می‌توانند شدت و سرعت شیوع اپیدمی را افزایش دهند. شناخت این عوامل به پیشگیری و کنترل اپیدمی‌ها کمک می‌کند.

    مدیریت اپیدمی‌ها نیازمند اقداماتی سریع، هماهنگ و علمی است. این اقدامات شامل شناسایی و قرنطینه بیماران، واکسیناسیون عمومی، آموزش بهداشت و مراقبت‌های پزشکی مؤثر است. مؤسسات بهداشتی و درمانی در سطح ملی و بین‌المللی با رصد مداوم داده‌ها و اجرای پروتکل‌های استاندارد تلاش می‌کنند تا اثرات اپیدمی‌ها را کاهش دهند و از گسترش بیماری جلوگیری کنند.

    از دیدگاه اجتماعی، اپیدمی‌ها نه تنها سلامت جسمانی افراد را تهدید می‌کنند، بلکه می‌توانند زندگی روزمره، اقتصاد و روابط انسانی را نیز تحت تأثیر قرار دهند. بسته شدن مدارس، محدودیت سفرها و اختلال در فعالیت‌های اقتصادی نمونه‌هایی از تأثیرات اجتماعی و اقتصادی اپیدمی‌ها هستند. بنابراین، شناخت اپیدمی و آمادگی برای مقابله با آن اهمیت زیادی در حفظ امنیت جمعی و سلامت عمومی دارد.

    اپیدمی مفهومی است که نشان‌دهنده‌ی تعامل پیچیده بین عوامل زیستی، محیطی و انسانی است. مطالعه و مدیریت آن نیازمند هماهنگی علمی و اجتماعی است و اهمیت آن در حفظ سلامت، کاهش خطرات و ارتقای سطح زندگی جوامع غیرقابل انکار است. اپیدمی‌ها یادآور اهمیت مراقبت، پیشگیری و مسئولیت جمعی در برابر سلامت عمومی هستند.

    ارجاع به لغت اپیدمی

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «اپیدمی» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/اپیدمی

    لغات نزدیک اپیدمی

    • - اپل گذاری کردن
    • - اپوکسی
    • - اپیدمی
    • - اپیسکوپال
    • - ات
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.