آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۲ مرداد ۱۴۰۴

    بزغاله به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / bozghaale /

    جانورشناسی kid, a young goat

    kid

    a young goat

    بچه‌بز

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    چرم از پوست بزغاله ساخته شده بود.

    Leather made from the skin of a young goat.

    بزغاله تازه داشت شاخ درمی‌آورد.

    The young goat was just beginning to grow horns.

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج بزغاله

    بزغاله یا بزقاله – کدام درست است؟

    شکل درست این واژه «بزغاله» است.

    «بزغاله» به بچه‌ی بز گفته می‌شود و در زبان فارسی معیار، به همین صورت با «غ» نوشته می‌شود.

    شکل «بزقاله» نادرست است و در فارسی رسمی کاربرد ندارد.

    بزغاله به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «بزغاله» در زبان انگلیسی به kid یا baby goat ترجمه می‌شود.

    بزغاله به فرزند تازه‌متولدشده‌ی بز گفته می‌شود که معمولاً تا چند ماهگی این نام را دارد. این حیوان کوچک و بازیگوش، از لحظه‌ی تولد تا زمانی که به بلوغ نسبی برسد، نیازمند مراقبت و تغذیه‌ی ویژه از طریق شیر مادر است. بزغاله‌ها معمولاً در بهار به دنیا می‌آیند، زمانی که شرایط طبیعی برای رشد آن‌ها مساعدتر است. آن‌ها به سرعت رشد می‌کنند و طی چند ماه به بز یا بز نر بالغ تبدیل می‌شوند.

    در فرهنگ روستایی ایران، بزغاله‌ها نقش مهمی در اقتصاد خانوادگی دارند. خانواده‌هایی که دام نگه می‌دارند، بزغاله‌ها را به‌عنوان منبع آینده‌ی شیر، گوشت یا درآمد تلقی می‌کنند. صدای بع‌بع و حرکات شیطنت‌آمیز بزغاله‌ها از صحنه‌های آشنای زندگی روستایی است و اغلب در ذهن مردم با خاطرات کودکانه، ساده‌زیستی و طبیعت گره خورده است. مراقبت از بزغاله‌ها بخشی از وظایف دامداران، به‌ویژه کودکان خانواده، بوده که در کنار آن بازی و سرگرمی نیز وجود داشته است.

    از نظر زیستی، بزغاله‌ها از همان آغاز تولد توانایی ایستادن، راه رفتن و حتی جهیدن دارند که این ویژگی در مقایسه با بسیاری از پستانداران دیگر، قابل‌توجه است. ساختار بدنی آن‌ها طوری است که برای زندگی در مناطق کوهستانی، صخره‌ای و یا خشک و کم‌پوشش مناسب باشد. آن‌ها خیلی زود کنجکاوی نشان می‌دهند و شروع به امتحان کردن غذاهای جامد می‌کنند.

    در ادبیات و زبان عامیانه فارسی، گاهی واژه‌ی «بزغاله» به شکل مجازی برای توصیف رفتارهای کودکانه، بازیگوش یا حتی ناپخته‌ی برخی افراد استفاده می‌شود. این کاربرد می‌تواند بار طنز، تحقیر یا محبت‌آمیز داشته باشد و بستگی به لحن گوینده و فضای گفتگو دارد. همچنین در برخی افسانه‌ها و قصه‌های محلی، بزغاله نقش شخصیت‌های مهربان یا فریب‌خورده را ایفا می‌کند.

    بزغاله به‌عنوان نماد کودکی، طبیعت و سادگی، در ذهن و زبان مردم جایگاه خاصی دارد. چه در قالب حیوانی سودمند در دامداری، و چه به‌عنوان موجودی معصوم در داستان‌ها، بزغاله از آن دست واژگانی‌ست که هم‌زمان بوی روستا، طعم شیر تازه، و یاد بازی‌های کودکانه را در ذهن زنده می‌کند.

    ارجاع به لغت بزغاله

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «بزغاله» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/بزغاله

    لغات نزدیک بزغاله

    • - بزرگواری کردن
    • - بزرگی
    • - بزغاله
    • - بزک
    • - بزک کردن
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.