آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴

    بهنجار شدن به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    فعل لازم
    فونتیک فارسی / behanjaar shodan /

    to normalize, to become normal

    to normalize

    to become normal

    معمولی شدن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    شرایط بازار در نهایت بهنجار خواهد شد.

    The market conditions will eventually normalize.

    عادات جدید زمان می‌برد تا بهنجار شود.

    It takes time for new habits to become normal.

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج بهنجار شدن

    بهنجار شدن به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «بهنجار شدن» در زبان انگلیسی به normalize ترجمه می‌شود.

    «بهنجار شدن» به معنای بازگشت یا رسیدن به حالت طبیعی، استاندارد یا مطلوب است. این واژه می‌تواند در زمینه‌های گوناگون فیزیکی، روانی یا اجتماعی به کار رود و همیشه بار معنایی بازسازی، اصلاح یا بهبود وضعیت را با خود همراه دارد. هنگامی که چیزی به حالت بهنجار درمی‌آید، نظم، تعادل و کارکرد صحیح خود را بازیافته و با شرایط محیطی یا انتظارات استاندارد هماهنگ می‌شود.

    در حوزه‌ی جسمی و سلامت، بهنجار شدن می‌تواند به بازگشت عملکرد طبیعی یک عضو، سیستم یا کل بدن پس از آسیب، بیماری یا اختلال اشاره داشته باشد. برای مثال، بهبود وضعیت یک فرد پس از ابتلا به بیماری، بازگشت فشار خون یا دمای بدن به سطح طبیعی، همگی نمونه‌هایی از فرایند بهنجار شدن هستند. این فرآیند معمولاً شامل زمان، مراقبت، درمان و رعایت سبک زندگی سالم می‌شود و بازتاب‌دهنده‌ی توانایی بدن در بازسازی و حفظ تعادل است.

    در روانشناسی، مفهوم بهنجار شدن به بازگشت فرد به وضعیت روانی متعادل پس از تجربه‌ی استرس، اضطراب یا شوک اشاره دارد. فرایندهای درمانی و مشاوره‌ای در بسیاری از موارد با هدف کمک به فرد برای بهنجار شدن ذهنی و احساسی طراحی می‌شوند. این بازگشت به حالت طبیعی شامل تنظیم هیجانات، بازسازی نگرش‌ها و بازتوانی فرد برای تعامل سازنده با محیط است. به این ترتیب، بهنجار شدن در روانشناسی نه تنها به معنای بازگشت به وضعیت اولیه بلکه بهبود کیفیت زندگی و توانایی مقابله با چالش‌ها نیز محسوب می‌شود.

    در علوم اجتماعی و اقتصادی، بهنجار شدن به بازگشت شرایط جامعه، اقتصاد یا نظام اجتماعی به وضعیتی پایدار و استاندارد اشاره دارد. این فرایند می‌تواند پس از بحران، اختلال یا تغییرات ناگهانی رخ دهد و شامل بازیابی نظم، قوانین و رویه‌های عادی باشد. در این زمینه، بهنجار شدن بیانگر ایجاد تعادل میان اجزای مختلف سیستم و امکان ادامه‌ی کارکرد به شکل مطلوب است.

    مفهوم بهنجار شدن فراتر از یک وضعیت فیزیکی یا روانی صرف است و نمادی از بازیابی تعادل، نظم و هماهنگی در جهان پیرامون انسان است. چه در بدن، ذهن یا جامعه، این واژه بازتابی از توانایی برای اصلاح، بهبود و بازگشت به مسیر طبیعی است. بهنجار شدن به انسان یادآوری می‌کند که حتی پس از آشفتگی و اختلال، امکان بازسازی، بازیابی و ادامه‌ی زندگی به شکلی منظم و هماهنگ وجود دارد و این فرآیند، نشانه‌ای از تداوم و پایداری در زندگی و محیط پیرامون است.

    ارجاع به لغت بهنجار شدن

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «بهنجار شدن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/بهنجار شدن

    لغات نزدیک بهنجار شدن

    • - بهنامی
    • - بهنجار
    • - بهنجار شدن
    • - بهنجار کردن
    • - بهنجاری
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.