procrastination, delay, dillydallying, postponement, putter, wavering
procrastination
delay
dillydallying
postponement
putter
wavering
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
تعلل نکنید، همین الان کار روی پروژهی خود را شروع کنید.
Don't procrastinate, start working on your project now.
بعداز هفتهها تعلل، بالاخره تصمیم گرفتم این سختی را به جان بخرم و پایاننامهام را شروع کنم.
After weeks of procrastination, I finally decided to bite the bullet and start my thesis.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «تعلل» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/تعلل