آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: جمعه ۱۶ خرداد ۱۴۰۴

      تمام به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      صفت
      فونتیک فارسی / tamaam /

      entire, complete, full, perfect, even, round, downright, unabridged

      entire

      complete

      full

      perfect

      even

      round

      downright

      unabridged

      بی‌کم‌وکاست

      مقاله دیدگاه تمامی از موضوع بحث‌برانگیز ارائه کرد.

      The article presented a perfect view of the controversial topic.

      صداقت تمام او همه را در اتاق شوکه کرد.

      His unabridged honesty shocked everyone in the room.

      صفت
      فونتیک فارسی / tamaam /

      finished, complete, completed, out, down, over, expired

      finished

      complete

      completed

      out

      down

      over

      expired

      تمام‌شده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      کتاب تمام شد و من می‌خواستم که بیشتر ادامه داشت.

      The book was finished, and I was left wanting more.

      مهمانی تمام شد و همه به خانه رفته بودند.

      The party was over, and everyone had gone home.

      صفت
      فونتیک فارسی / tamaam /

      all, whole, every, entire, over, livelong, lion's share

      all

      whole

      every

      entire

      over

      livelong

      lion's share

      همه

      تمام شب در دیسکو رقصیدند.

      They discoed all night.

      در تمام مدت تعطیلات هوا بسیار بد بود.

      During the entire holiday, the weather was abominable.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد تمام

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      قید
      متضاد:
      ناقص
      مترادف:
      تماما جمعناتمام ناقص
      مترادف:
      اختتام پایان ختم
      مترادف:
      جمله عموم همگی همه
      مترادف:
      کل هر
      مترادف:
      بس بسیار زیاد فراوان
      مترادف:
      بی‌کم‌وکاست

      سوال‌های رایج تمام

      تمام به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «تمام» در زبان انگلیسی به complete یا finished ترجمه می‌شود، بسته به کاربرد آن در جمله.

      «تمام» واژه‌ای‌ست که مفهوم پایان، کمال یا پوشش جامع را منتقل می‌کند. وقتی می‌گوییم «کاری تمام شد»، یعنی آن کار به پایان رسیده، دیگر نیازی به ادامه ندارد و همه‌ی مراحل یا اجزا انجام شده‌اند. از سوی دیگر، «تمام» می‌تواند به معنای جامع بودن هم به‌کار رود؛ مثلاً در جمله‌ی «تمام مردم شهر»، منظور همه‌ی افراد بدون استثناء است. بنابراین، این کلمه می‌تواند هم درباره‌ی زمان و هم درباره‌ی کمیت به‌کار رود و معنایی کامل‌کننده داشته باشد.

      در زندگی روزمره، مفهوم «تمام» نقش مهمی در نظم و برنامه‌ریزی دارد. انسان‌ها برای حس رضایت نیاز دارند کاری را آغاز کنند، ادامه دهند و آن را تمام کنند. این حسِ پایان، به ذهن اجازه می‌دهد که از فشار و درگیری مداوم رها شود. به همین دلیل، تمام‌کردن یک پروژه یا حتی خواندن یک کتاب می‌تواند آرامش و احساس موفقیت را در پی داشته باشد. اما گاهی «تمام» می‌تواند احساسی تلخ هم داشته باشد؛ مثل پایان یک رابطه یا اتمام یک دوره‌ی شیرین از زندگی.

      از نظر فلسفی و روان‌شناسی، «تمام» مفهومی نسبی‌ست. آیا چیزی واقعاً تمام می‌شود؟ یا فقط تغییر شکل می‌دهد؟ مثلاً پایان یک سال، درواقع شروع سالی دیگر است. یا تمام شدن کودکی، آغازی برای نوجوانی‌ست. این دیدگاه به ما کمک می‌کند تا پایان‌ها را نه به‌عنوان شکست، بلکه به‌عنوان فصلی از تحوّل ببینیم. به این ترتیب، «تمام» همیشه نشانه‌ی مرگ یا توقف نیست، بلکه می‌تواند فرصتی برای تولدی دوباره باشد.

      در زبان و ادبیات نیز «تمام» کاربردی استعاری دارد. شاعران و نویسندگان از این واژه برای خلق احساسات عمیق‌تر استفاده می‌کنند. مثلاً وقتی کسی می‌گوید «تمام وجودم پر از درد است»، منظورش فقط بدنش نیست، بلکه به نوعی رنجِ همه‌جانبه اشاره دارد. یا «تمام شب را بیدار ماندم»، یعنی چیزی ذهن او را به‌طور کامل درگیر کرده. در این کاربردها، «تمام» تنها یک واژه نیست، بلکه نمادی‌ست از شدّت، کمال و درگیری عاطفی.

      ارجاع به لغت تمام

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «تمام» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/تمام

      لغات نزدیک تمام

      • - تماشی
      • - تمالی
      • - تمام
      • - تمام -
      • - تمام آهنگی
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.