با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک هوش مصنوعی به قید قرعه شوید 🎉

توجیه کردن به انگلیسی

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله

موجه کردن، موجه جلوه دادن

فونتیک فارسی

tojih kardan
فعل متعدی
to justify, to explain (away), to vindicate, to rationalize, to warrant, to account for, to expound, to absolve

- فوت پدرش غیبت او را توجیه می‌کند

- his father's death renders his absence justifiable
پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت توجیه کردن

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «توجیه کردن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ مهر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/توجیه کردن

لغات نزدیک توجیه کردن

پیشنهاد بهبود معانی