آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۳

    جابه‌جاشدگی به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / jaabejaa shodegi /

    dislocation

    dislocation

    دررفتگی (استخوان و ...)

    جابه‌جاشدگی کتفم به‌خاطر زمین خوردن بود.

    The dislocation of my shoulder was caused by a fall.

    جابه‌جاشدگی فک او بر اثر تصادف بوده است.

    The dislocation of his jaw was the result of an accident.

    اسم
    فونتیک فارسی / jaabejaa shodegi /

    displacement

    displacement

    ‌تغییر جا، آوارگی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    جابه‌جاشدگی کارگران به‌دلیل اتوماسیون منجر به اعتراض و اعتصاب شد.

    The displacement of workers due to automation led to protests and strikes.

    جابه‌جاشدگی پناهندگان پیامد غم‌انگیز جنگ بود.

    The displacement of the refugees was a tragic consequence of the war.

    اسم
    فونتیک فارسی / jaabejaa shodegi /

    زیست‌شناسی translocation

    translocation

    یک نوع جهش کروموزومی، کروموزوم فیلادلفیا

    این زیست‌شناس اثرات جابه‌جاشدگی بر حالت ژن را مورد مطالعه قرار داد.

    The biologist studied the effects of translocation on gene expression.

    جابه‌جاشدگی می‌تواند منجر به عدم تعادل مواد ژنتیکی در فرد شود.

    A translocation can result in an imbalance of genetic material in an individual.

    اسم
    فونتیک فارسی / jaabejaa shodegi /

    transposition

    transposition

    تغییر موقعیت، تغییر وضعیت

    جابه‌جاشدگی هوا باعث ایجاد خلاء در اتاق شد.

    The transposition of air created a vacuum in the room.

    جابه‌جاشدگی ناگهانی قدرت بسیاری را مغشوش کرد و مطمئن نبودند که در آینده چه کاری انجام دهند.

    The sudden transposition of power left many confused and unsure of what to do next.

    پیشنهاد بهبود معانی

    ارجاع به لغت جابه‌جاشدگی

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «جابه‌جاشدگی» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/جابه‌جاشدگی

    لغات نزدیک جابه‌جاشدگی

    • - جابه‌جا کردن جزئی
    • - جابه‌جا کردن قشون
    • - جابه‌جاشدگی
    • - جابه‌جاشدنی
    • - جابه‌جاشده
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    band-aid badly need bacteria back and forth available to start work automatically authoritatively authenticator authentic audacious at-home Apr ardent are aren't اقتدار نام کاربری مقتدر صفیر نام‌نویسی ثنا صنم نکس نصب نگران نمناک نمونه‌کار نوشابه سپک‌تاکرا وان
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.