move, vellication, wag, bob, wiggle, jiggle, flick, waggle
move
vellication
wag
bob
wiggle
jiggle
flick
waggle
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
کار خیلی زیاد است، بهتر است جم بخوری!
Lots of work to be done, you'd better hop to it!
یک خورده جم بخور، مهمانها دارند میآیند!
Hustle a little, the guests are arriving!
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «جم» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/جم