آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۳

      جمع شدن به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      فعل لازم
      فونتیک فارسی / jam' shodan /

      to gather together, to rally, to throng, to congregate, to crowd

      to gather together

      to rally

      to throng

      to congregate

      to crowd

      گرد آمدن

      دوستان هر جمعه برای بازی شبانه جمع می‌شوند.

      Friends gather together every Friday for a game night.

      هنگام حراج، خریداران در ورودی فروشگاه جمع می‌شدند.

      During the sale, shoppers would crowd at the store entrance.

      فعل لازم
      فونتیک فارسی / jam' shodan /

      to accumulate, to drift

      to accumulate

      to drift

      انباشته شدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      با گذشت زمان، خاطرات می‌توانند در ذهن جمع شوند.

      As time passes, memories can accumulate in the mind.

      ایده‌ها می‌توانند در میان همکاران جمع شوند و منجر به راه‌حل‌های نوآورانه شوند.

      Ideas can drift amongst colleagues, leading to innovative solutions.

      فعل لازم
      فونتیک فارسی / jam' shodan /

      to flex, to be flexed, to be contracted, to cringe, to be constricted

      to flex

      to be flexed

      to be contracted

      to cringe

      to be constricted

      منقبض شدن

      او می‌تواند در تمرین یوگا به‌راحتی جمع شود.

      She can flex easily during her yoga practice.

      هنگام ورزش، پاها باید به‌درستی جمع شوند.

      When exercising, the legs need to be flexed properly.

      فعل لازم
      فونتیک فارسی / jam' shodan /

      to be added up, to add, to be summed up

      to be added up

      to add

      to be summed up

      اضافه شدن

      امتیازها در پایان بازی جمع خواهد شد.

      The scores will be added up at the end of the game.

      اعداد برای تعیین شمارش نهایی جمع خواهند شد.

      The numbers will be summed up to determine the final count.

      پیشنهاد بهبود معانی

      ارجاع به لغت جمع شدن

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «جمع شدن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/جمع شدن

      لغات نزدیک جمع شدن

      • - جمع زننده
      • - جمع شدگی
      • - جمع شدن
      • - جمع شدن بهره
      • - جمع شدن دور هم
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.