war of nerves
war of nerves
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
این یک جنگ اعصاب بود برای اینکه ببینند چه کسی اول کم میآورد و شکست را میپذیرد.
It was a war of nerves to see who would break first and admit defeat.
تأخیرهای مداوم و عدم قطعیت، جنگ اعصابی را برای کارمندان ایجاد کرده بود.
The constant delays and uncertainty created a war of nerves for the employees.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «جنگ اعصاب» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/جنگ اعصاب