آیکن بنر

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۴

    جوی به انگلیسی

    توضیحات:

    همچنین در معنای دوم می‌توان از جوی آب به‌جای جوی استفاده کرد.

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    صفت
    فونتیک فارسی / javvi /

    atmospheric, meteoric, climatic

    atmospheric

    meteoric

    climatic

    مربوط به ‌جو

    تگرگ یک پدیده‌ی جوی است.

    Hail is a meteoric phenomenon.

    آذرخش (صاعقه‌ی) جوی

    atmospheric lightning

    اسم
    فونتیک فارسی / jooy /

    ادبی aqueduct, brook, streamlet, brooklet, crick, stream, rill, runnel, gutter, river

    aqueduct

    brook

    streamlet

    brooklet

    crick

    stream

    rill

    runnel

    gutter

    river

    نهر باریک، جوب

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    باران جوی را پر‌آب‌تر کرد.

    Rain augmented the stream.

    آب در جوی روان شد.

    Water began flowing in the gutter.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    جوی خون

    river of blood

    ...آب جوی آمد و غلام ببرد

    ...the stream's current current carried the slave away

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد جوی

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    جدول جویبار رود نهر

    سوال‌های رایج جوی

    جوی آب به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «جوی آب» در زبان انگلیسی به stream یا water channel ترجمه می‌شود، که بسته به موقعیت و کاربرد واژه، هر یک از این دو واژه ممکن است مناسب باشد.

    جوی آب به مسیری طبیعی یا مصنوعی گفته می‌شود که آب به آرامی در آن جریان دارد و معمولاً برای انتقال آب از منابع آبی مانند چشمه‌ها، رودخانه‌ها یا آب‌های زیرزمینی به مزارع، باغ‌ها یا مناطق مسکونی به کار می‌رود. این کانال‌ها ممکن است به صورت کوچک و باریک باشند و در کنار زمین‌ها یا در دل طبیعت به چشم بخورند و نقش مهمی در آبیاری، کشاورزی و حفظ منابع آب ایفا کنند.

    از نظر تاریخی و فرهنگی، جوی‌های آب در بسیاری از جوامع کشاورزی اهمیت ویژه‌ای داشته‌اند، چرا که امکان دسترسی به آب را برای کشاورزان فراهم می‌کردند و به رشد و توسعه کشاورزی در مناطق خشک و نیمه‌خشک کمک می‌نمودند. این مسیرهای آب معمولاً با دقت و به صورت مهندسی‌شده یا طبیعی ایجاد شده‌اند تا جریان آب را کنترل کنند و از هدررفت آن جلوگیری نمایند.

    جوی آب نه تنها در تأمین آب مورد نیاز کشاورزی نقش دارد، بلکه به عنوان یک عنصر زیبایی‌شناسانه در مناظر طبیعی و باغ‌ها نیز شناخته می‌شود. صدای آرام جریان آب در جوی‌ها می‌تواند حس آرامش و طراوت را در محیط ایجاد کند و نقش مهمی در حفظ اکوسیستم‌های محلی ایفا نماید.

    جوی آب نمادی از حرکت، زندگی و پیوستگی منابع طبیعی با فعالیت‌های انسانی است. این عنصر ساده اما حیاتی، گواهی بر اهمیت آب در حفظ حیات و توسعه جوامع بشری است که همچنان در زندگی روزمره و فرهنگ بسیاری از مردم جایگاه خاصی دارد.

    ارجاع به لغت جوی

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «جوی» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/جوی

    لغات نزدیک جوی

    • - جوهرلیمو
    • - جوهری
    • - جوی
    • - جوی آسیاب
    • - جوی تنداب
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.