آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۳ آذر ۱۴۰۴

    خودکار به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / khodkaar /

    ballpoint pen, pen

    ballpoint pen

    pen

    خودکار, ballpoint pen, pen
    نوعی قلم که جوهر غلیظ دارد

    یک خودکار انتخاب کن.

    Pick on a pen.

    او یک خودکار پوشانده‌شده از طلا به او هدیه داد تا ترفیع او در محل کار را جشن بگیرد.

    He gifted her a gold-filled pen to celebrate her promotion at work.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    فشنگ جوهر برای (قلم) خودکار

    a refill for a ball point pen

    (قلم) خودکار

    ball-point (pen)

    صفت
    فونتیک فارسی / khodkaar /

    automatic, self-acting, self-starting, self-activating, automated

    automatic

    self-acting

    self-starting

    self-activating

    automated

    اتوماتیک

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    ماشین‌آلات خودکار

    automatic machinery

    فرایندی کاملاً خودکار

    a fully automated process

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    خودکار کردن صنعت اتومبیل‌سازی

    the automation of the automotive industry

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد خودکار

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    اتوماتیک
    مترادف:
    خودنویس قلم

    سوال‌های رایج خودکار

    خودکار به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «خودکار» در زبان انگلیسی به pen یا دقیق‌تر ballpoint pen ترجمه می‌شود.

    خودکار ابزاری است که برای نوشتن به کار می‌رود و دارای یک نوک کوچک است که از طریق چرخش یا فشار، جوهر را روی کاغذ منتقل می‌کند. این وسیله یکی از پرکاربردترین ابزارهای نوشتاری در جهان است و به دلیل سهولت استفاده، حمل آسان و قیمت مناسب، در مدارس، دفاتر، منازل و حتی جیب بسیاری از افراد جایگاه ویژه‌ای دارد. اختراع خودکار در اوایل قرن بیستم تحولی بزرگ در روش‌های نوشتن به وجود آورد و جایگزین قلم‌نی و قلم‌مویی شد.

    خودکار از چند بخش اصلی تشکیل شده است؛ مخزن جوهر، نوک ساچمه‌ای که جوهر را به‌طور یکنواخت روی کاغذ منتقل می‌کند، و بدنه که به عنوان دستگیره برای نوشتن استفاده می‌شود. این نوک ساچمه‌ای باعث شده است که جوهر با سرعت مناسب و بدون لک شدن روی سطح کاغذ پخش شود. جوهر خودکار معمولاً بر پایه‌ی روغن است که سریع خشک شده و از پخش شدن ناخواسته جلوگیری می‌کند. تنوع رنگ‌ها و طرح‌های خودکار، از ساده‌ترین مدل‌ها تا نمونه‌های لوکس و فانتزی، نشان‌دهنده گستردگی کاربرد و اهمیت آن در زندگی روزمره است.

    استفاده از خودکار نه‌تنها برای نوشتن کلمات بلکه برای طراحی، نقاشی و حتی امضای اسناد رسمی کاربرد دارد. این ابزار، به نوعی، نمادی از دانش، یادگیری و ارتباطات انسانی شده است. خودکار توانسته است محدودیت‌های نوشتن با قلم‌های سنتی را از میان بردارد و فرایند یادداشت‌برداری، نوشتن نامه یا ثبت اطلاعات را سریع‌تر و راحت‌تر کند.

    در فرهنگ عامه، خودکار نمادی از خلاقیت، پیشرفت و بیان افکار است. هر کسی که دست به خودکار می‌برد، گویی فرصتی برای خلق چیزی نو و ماندگار پیدا می‌کند. حتی در ادبیات و هنر، خودکار به عنوان ابزاری که توانسته صدای بی‌صداها را شنیدنی کند و ایده‌ها را به واقعیت بدل سازد، مورد تمجید قرار گرفته است. به همین دلیل، خودکار بیش از یک وسیله نوشتاری، یک همراه همیشگی در مسیر یادگیری و ارتباطات بشری است.

    ارجاع به لغت خودکار

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «خودکار» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/خودکار

    لغات نزدیک خودکار

    • - خودفروشی کردن
    • - خودفریفتگی
    • - خودکار
    • - خودکار بودن
    • - خودکار سازی
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.