آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۴

      قلم به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / ghalam /

      pen, quill, style, plume, stylus

      pen

      quill

      style

      plume

      stylus

      قلم, pen, quill, style, plume, stylus
      ابزار نوشتن، خامه

      قلم را در دست راستت بگیر.

      Take the pen in your right hand.

      قلم را بین انگشتانت بگیر!

      Hold the pen between your fingers!

      اسم
      فونتیک فارسی / ghalam /

      مجازی writing style, writing ability

      writing style

      writing ability

      استعداد نویسندگی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      قلم او استاد زبان انگلیسی‌اش را تحت تاثیر قرار داد.

      Her writing ability impressed her English professor.

      قلم دانش‌آموز در انشای ساختارمند و تفکربرانگیزش پیدا بود.

      The student's writing ability was apparent in their well-structured and thought-provoking essay.

      اسم
      فونتیک فارسی / ghalam /

      writing

      writing

      نوشته

      قلمش بسیار گیرا و زیباست.

      Her writing is so elegant and beautiful.

      از قلم افتادن

      to be omitted in writing

      اسم
      فونتیک فارسی / ghalam /

      handwriting, penmanship

      handwriting

      penmanship

      دستخط

      معلم از قلم تمیز جان تعریف کرد.

      The teacher complimented John on his neat penmanship.

      نامه‌ی دست‌نوشته اثری هنری بود که جلوه‌گر قلم زیبای نویسنده بود.

      The handwritten letter was a work of art, showcasing the writer's beautiful penmanship.

      اسم
      فونتیک فارسی / ghalam /

      chisel, burin

      chisel

      burin

      ابزار تیغه‌دار

      قلم حجاری

      boasting chisel

      قلم حکاکی

      engraving chisel

      اسم
      فونتیک فارسی / ghalam /

      کالبدشناسی tibia, shin, shinbone

      tibia

      shin

      shinbone

      استخوان دست یا پا

      لگد زد به قلم پایم.

      He kicked me in the shin.

      او از دوچرخه افتاد و قلمش روی سنگفرش ساییده شد.

      He fell off his bike and scraped his shin on the pavement.

      اسم
      فونتیک فارسی / ghalam /

      item, line, article, thing, entry

      item

      line

      article

      thing

      entry

      فقره

      چند قلم لباس‌های زنانه که امسال پرفروش بوده‌اند

      this year's hot items in women's clothes

      پلیس چندین قلم لباس را بررسی کرد.

      The police examined several items of clothing.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد قلم

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      خامه کلک نی
      مترادف:
      رقم
      مترادف:
      لول

      سوال‌های رایج قلم

      قلم به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «قلم» در زبان انگلیسی به pen ترجمه می‌شود.

      قلم ابزاری است برای نوشتن، ترسیم‌کردن و گاه حتی امضا‌نهادن بر لحظه‌ای از زمان. از دوران باستان تاکنون، انسان‌ها برای ثبت افکار، احساسات، قوانین، تاریخ و دانسته‌های خود، به نوعی قلم نیاز داشته‌اند. نخستین قلم‌ها از نی یا پر پرندگان ساخته می‌شدند و با جوهر بر روی پوست حیوانات یا کاغذ می‌نوشتند. امروزه انواع گوناگون قلم‌ها از جمله خودنویس، خودکار، روان‌نویس، ماژیک و قلم‌ لمسی برای نوشتن روی صفحه‌های دیجیتال وجود دارند، اما جوهر مشترک همه‌شان، همان نیاز انسانی به بیان مکتوب است.

      قلم تنها وسیله‌ای برای ثبت کلمات نیست، بلکه گاهی خود، نماد تفکر، دانش، بیان و حتی قدرت است. در بسیاری از فرهنگ‌ها، قلم نشانه‌ی خرد و آگاهی دانسته می‌شود و همین جایگاه باعث شده که عباراتی چون «شمشیر از قلم برنده‌تر است» به‌عنوان حکمت‌هایی ماندگار در زبان‌ها جریان پیدا کند. با قلم می‌توان اندیشه‌ها را جاودانه کرد، از درد گفت، از عشق نوشت یا دنیایی خیالی را به واقعیت نزدیک ساخت. بسیاری از آثار ادبی، علمی و هنری بزرگ بشر، به‌واسطه‌ی همین ابزار ساده آفریده شده‌اند.

      در عین حال، قلم ابزاری شخصی است؛ برخی نویسندگان و هنرمندان، به قلم خاصی دلبستگی پیدا می‌کنند و آن را بخشی از هویت خلاقانه‌ی خود می‌دانند. در کلاس‌های درس، دفترهای خاطرات، دادگاه‌ها، مطب‌های پزشکی، کارگاه‌های هنری و جلسات رسمی، حضور قلم نشان از نوشتن، ثبت، و به‌جا‌نهادن دارد. در عصر دیجیتال نیز، با وجود گسترش کیبورد و تایپ، قلم همچنان جایگاه خود را حفظ کرده است، به‌ویژه در میان کسانی که با دست‌نوشتن پیوندی عاطفی یا خلاقانه دارند.

      در ادبیات فارسی، «قلم» بار معنایی عمیق‌تری دارد. حافظ از «قلم صنع» می‌گوید، سعدی از «قلم عفو»، و شاعران معاصر از «شکستن قلم» به‌عنوان استعاره‌ای برای سرکوب آزادی بیان یاد می‌کنند. قلم در این فضا، نه‌فقط وسیله‌ای فیزیکی، که نماد وجدان، حق‌طلبی، اعتراض یا آفرینش هنری است. چنین است که قلم، در ظاهر بی‌جان و بی‌صدا، اما در عمل، از مؤثرترین ابزارهای تاریخ بشر بوده و هنوز هم هست.

      ارجاع به لغت قلم

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «قلم» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/قلم

      لغات نزدیک قلم

      • - قلک
      • - قلل
      • - قلم
      • - قلم استهلاک شده
      • - قلم‌انداز
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.