colorful, vivid, rich, pleasantly colored, of a pretty color
colorful
vivid
rich
pleasantly colored
of a pretty color
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او یک پیراهن خوشرنگ برای مهمانی پوشید.
She wore a colorful dress to the party.
باغ پر از گلهای خوشرنگ که در بهار شکوفا شده بودند، بود.
The garden was full of vivid flowers blooming in spring.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «خوشرنگ» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/خوشرنگ