plowshare, plow, plough, ploughshare, trail of a gun
plowshare
plow
plough
ploughshare
trail of a gun
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
اسب خیش را بهآرامی در سراسر مزرعه کشید.
The horse pulled the plow across the field steadily.
بیایید شمشیرها را به (تیغهی) خیش تبدیل کنیم.
Let's turn swords into plowshares.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «خیش» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/خیش