آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

خیش به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / khish /

plowshare, plow, plough, ploughshare, trail of a gun

plowshare

plow

plough

ploughshare

trail of a gun

گاوآهن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری

اسب خیش را به‌آرامی در سراسر مزرعه کشید.

The horse pulled the plow across the field steadily.

بیایید شمشیرها را به (تیغه‌ی) خیش تبدیل کنیم.

Let's turn swords into plowshares.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد خیش

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

مترادف:
بشکار شخم
متضاد:

ارجاع به لغت خیش

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «خیش» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/خیش

لغات نزدیک خیش

پیشنهاد بهبود معانی