آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۱ تیر ۱۴۰۴

    دانشگاه به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / daaneshgaah /

    university, college, school, institute

    university

    college

    school

    institute

    مدرسه‌ی عالی متشکل از چند دانشکده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    من فارغ‌التحصیل دانشگاه کلرادو هستم.

    I am an alumnus of the University of Colorado.

    او در دانشگاه مدیریت می‌خواند.

    He is studying management at the university.

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج دانشگاه

    دانشگاه به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «دانشگاه» در زبان انگلیسی به university ترجمه می‌شود.

    دانشگاه نهادی آموزش‌محور و پژوهش‌محور است که آموزش عالی را در سطوح مختلف ارائه می‌دهد. این مؤسسات عموماً پس از پایان دوره‌ی دبیرستان، به دانشجویان فرصت می‌دهند تا در رشته‌های تخصصی گوناگون ادامه تحصیل دهند و مدارک معتبری در سطوح کارشناسی، کارشناسی ارشد، و دکتری کسب کنند. نقش دانشگاه‌ها تنها به آموزش محدود نمی‌شود، بلکه آن‌ها بسترهایی برای توسعه‌ی علمی، فرهنگی، نوآوری، و تبادل اندیشه میان نسل‌های مختلف فراهم می‌آورند.

    یکی از مهم‌ترین نقش‌های دانشگاه، تربیت نیروهای متخصص برای ورود به بازار کار، صنعت، و عرصه‌های علمی و فرهنگی است. در دانشگاه، دانشجویان نه تنها دانش نظری می‌آموزند، بلکه در بسیاری از رشته‌ها آموزش‌های عملی، کارآموزی و پروژه‌های تحقیقاتی نیز دنبال می‌شود که مهارت‌آموزی و آمادگی برای حل مسائل واقعی را تقویت می‌کند. این تجربه‌ها، در رشد شخصیت علمی، اجتماعی و حرفه‌ای افراد تأثیر مستقیمی دارند.

    دانشگاه‌ها همچنین مراکز مهمی برای تولید علم و تحقیق به‌شمار می‌روند. بسیاری از پژوهش‌های بنیادی و کاربردی که مسیر فناوری، پزشکی، اقتصاد و علوم انسانی را متحول کرده‌اند، در دل دانشگاه‌ها شکل گرفته‌اند. اساتید و پژوهشگران دانشگاهی با انجام تحقیقات علمی، انتشار مقالات، و شرکت در کنفرانس‌های بین‌المللی، نقش حیاتی در رشد دانش بشری و پاسخ‌گویی به چالش‌های جهانی ایفا می‌کنند. به همین دلیل، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های پژوهشی دانشگاه‌ها، امری راهبردی برای توسعه‌ی ملی محسوب می‌شود.

    فضای دانشگاهی، فضایی باز و پویا برای تبادل افکار، گفت‌وگو، و پرورش تفکر انتقادی است. دانشجویان در این محیط، فرصتی دارند تا هویت فکری و فرهنگی خود را شکل دهند، از دیدگاه‌های مختلف مطلع شوند و در فعالیت‌های اجتماعی، هنری، علمی یا داوطلبانه شرکت کنند. همین ویژگی، دانشگاه را به بستری تبدیل می‌کند که در آن شهروندانی آگاه، مسئول، و خلاق پرورش می‌یابند؛ افرادی که نه‌تنها در زمینه‌ی تخصصی خود، بلکه در بهبود جامعه نیز نقش‌آفرین هستند.

    دانشگاه‌ها پلی میان سنت و نوآوری‌اند؛ مکانی که در آن، میراث علمی گذشته حفظ می‌شود و هم‌زمان، بذرهای آینده کاشته می‌شود. این نهادها با ارتباط با صنعت، نهادهای مدنی و بین‌المللی، تأثیرات فراتر از دیوارهای خود دارند. دانشگاه نه‌فقط محل تحصیل، بلکه فضایی برای تحول است: تحول فرد، جامعه، و در مقیاس بزرگ‌تر، تمدن انسانی.

    ارجاع به لغت دانشگاه

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «دانشگاه» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/دانشگاه

    لغات نزدیک دانشگاه

    • - دانشگان
    • - دانشگانی
    • - دانشگاه
    • - دانشگاه آزاد
    • - دانشگاه دوساله
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    homesickness baby fan start up cope with something or someone generate breadline break away eternality break in barrier crucial role box up borosilicate blurry شیوه صاحب‌مغازه صحرا صحیح صدا صددرصد صدمه زدن صفحه صلابت صمیمی صندلی بازی ضد ضعف کردن موقع موی‌تای
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.