slap, snap, ping
slap
snap
ping
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
درق بسته شدن در خروج او را نشان میداد.
The snap of the door closing signaled his departure.
وقتی گلوله به هدف فلزی برخورد کرد، صدای درق بلندی را شنیدم.
I heard a loud ping as the bullet hit the metal target.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «درق» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/درق