آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: جمعه ۲۰ تیر ۱۴۰۴

    دستبند به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / dastband /

    bracelet

    bracelet

    دستبند, bracelet
    النگو

    دختر کوچک دستبند محبوبش را در پارک گم کرد.

    The little girl lost her favorite bracelet at the park.

    بست دستبند

    the snap of a bracelet

    اسم
    فونتیک فارسی / dastband /

    nippers, handcuff, manacle, fetter, shackle

    nippers

    handcuff

    manacle

    fetter

    shackle

    غل‌وزنجیر برای دست

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    دزدان دستبند به دستش زدند و چشمانش را هم بستند!

    The thieves put handcuffs on him and blindfolded him too!

    او را با دستبند به کلانتری منتقل کردند.

    She was taken to the police station in handcuffs.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد دستبند

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    بخو
    مترادف:
    النگو دستیاره

    سوال‌های رایج دستبند

    دستبند به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «دستبند» در زبان انگلیسی به bracelet ترجمه می‌شود.

    دستبند یک وسیله‌ی تزئینی است که دور مچ دست بسته می‌شود و در فرهنگ‌ها و دوره‌های مختلف تاریخی نمادهای گوناگونی داشته است؛ از زیبایی و هویت گرفته تا قدرت و معنویت. دستبندها از متریال‌های متنوعی ساخته می‌شوند؛ از فلزات گران‌بها مانند طلا و نقره گرفته تا چرم، چوب، سنگ‌های قیمتی، مهره و حتی نخ. بسته به سبک، فرهنگ و مناسبت، انواع مختلفی از دستبندها برای مردان، زنان و کودکان طراحی می‌شوند.

    در بسیاری از فرهنگ‌ها، دستبند فقط یک زیور نیست بلکه حامل معناست. مثلاً در برخی آیین‌ها، بستن دستبند با رنگ یا نماد خاص می‌تواند نشان‌دهنده‌ی تعلق به یک گروه یا باور خاص باشد. در برخی جوامع سنتی، مادران برای محافظت از کودکشان در برابر چشم‌زخم، دستبندهایی با مهره‌های آبی یا طلسم‌گونه به دست او می‌بندند. در فرهنگ غربی، دستبند دوستی (friendship bracelet) نشانه‌ای از پیوند عاطفی میان دوستان است که معمولاً به صورت دست‌ساز و از نخ‌های رنگی ساخته می‌شود.

    در دنیای مد و فشن، دستبندها جایگاه ویژه‌ای دارند. طراحی‌های مدرن دستبند گاه بسیار مینیمال و ساده‌اند، در حالی که برخی دیگر پرزرق‌وبرق، خاص و نمادین‌اند. گاهی افراد با مجموعه‌ای از دستبندها، به اصطلاح "استکینگ" (stacking)، هویت شخصی یا حالت روحی خود را نیز به نمایش می‌گذارند.

    در کنار کارکرد زیبایی‌شناسی، گاهی دستبند نقش کاربردی نیز دارد. برای مثال، دستبندهای هوشمند امروزی با قابلیت‌هایی مانند پایش ضربان قلب، قدم‌شمار و تحلیل خواب، وارد زندگی روزمره‌ی مردم شده‌اند. همچنین در برخی موارد، دستبندها در زمینه‌ی امنیتی یا قانونی به کار می‌روند؛ مانند دستبندهای مخصوص بیماران، یا حتی دستبند پلیس که در زبان انگلیسی به‌صورت handcuffs شناخته می‌شود.

    ارجاع به لغت دستبند

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «دستبند» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/دستبند

    لغات نزدیک دستبند

    • - دستبرد زدن به منازل
    • - دستبردن در
    • - دستبند
    • - دستبند زدن
    • - دستبند زدن به
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.