شکل نوشتاری دیگر این لغت: دمق
عامیانه crestfallen, down, broody, long-faced, low-spirited, peeved, sour, vexed, nettled, annoyed, irked, pissed off
crestfallen
down
broody
long-faced
low-spirited
peeved
sour
vexed
nettled
annoyed
irked
pissed off
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او دمغ به نظر میرسید و این برای من سخت بود.
She seemed crestfallen and that was hard for me.
او بعداز شنیدن خبر بد واقعاً دمغ شد.
He felt really down after hearing the bad news.
شکل درست و معیار این واژه «دمق» است. «دمق» به معنای خشمگین، عصبانی، گرفته و ناراحت است و در زبان فارسی به همین صورت نوشته میشود. نوشتن آن به صورت «دمغ» نادرست است و در منابع معتبر زبان فارسی دیده نمیشود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «دمغ» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/دمغ