پزشکی abscess, boil, apostem, apostema, wheal, carbuncle
abscess
boil
apostem
apostema
wheal
carbuncle
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
وقتی که سر دمل باز شود، درد فروکش خواهد کرد.
The pain will ease when the abscess bursts.
دمل جمع شده و برای نیشترزنی آماده است.
The boil has gathered and is ready to be lanced.
دمل زدن، دمل گرفتن
to abscess
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «دمل» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/دمل