آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۴

      دو به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / do /

      running, run, race, dash, scoot, sprint

      running

      run

      race

      dash

      scoot

      sprint

      عمل دویدن

      دو راهی عالی برای تناسب‌اندام است.

      Running is a great way to stay fit.

      او از دو در صبح زود لذت می‌برد.

      She enjoys run in the early morning.

      اسم
      فونتیک فارسی / do /

      عامیانه bluffing, bluff, bluster, bull, fanfaronade, empty treat

      bluffing

      bluff

      bluster

      bull

      fanfaronade

      empty treat

      تهدید پوچ

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      دوی جادوگر تماشاگران را شگفت‌زده کرد.

      The magician's bluffing left the audience in awe.

      آن‌ها از دوی هوشمندانه‌ای برای به دست آوردن برتری در مذاکرات استفاده کردند.

      They used a clever bluff to gain the upper hand in negotiations.

      اسم
      فونتیک فارسی / do /

      عامیانه time, turn

      time

      turn

      دور، نوبت

      دوی تو است که صحبت کنی.

      It's your turn to speak now.

      در هر دو، با چالش‌های جدیدی روبه‌رو شدند.

      At every time, they faced new challenges.

      اسم صفت
      فونتیک فارسی / do /

      two, diplo

      two

      diplo

      عدد قبل‌از سه

      قهرمانی که دو کودک را از غرق شدن نجات داد.

      A hero who saved two children from drowning.

      اشخاص دوزبانه به‌خوبی به دو زبان صحبت می‌کنند.

      Bilingual people speak two languages well.

      اسم صفت
      فونتیک فارسی / do /

      two-, bi-, di-, having two parts

      two-

      bi-

      di-

      having two parts

      دارای دو عدد از چیزی

      کتاب دوزبانه

      a bilingual book

      دواتاقه

      two-room

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد دو

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      تاخت خیز کورس
      مترادف:
      دور نوبت

      ارجاع به لغت دو

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «دو» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/دو

      لغات نزدیک دو

      • - دنیوی سازی
      • - دنیویت
      • - دو
      • - دو آسه ای
      • - دو آهسته
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.