far, faraway, far-off, distant, removed, remote, aloof, ab-, away, tele-, distal
far
faraway
far-off
distant
removed
remote
aloof
ab-
away
tele-
distal
صدای او از دور شنیده نمیشود.
His voice doesn't carry far.
مایهی دردسر است که تو از ما اینقدر دور زندگی میکنی.
It is a nuisance that you live so faraway.
turn, round, set, lap, U-turn, trick, deal, heat
turn
round
set
lap
U-turn
trick
deal
heat
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
ما سه دور شطرنج بازی کردیم.
We played three rounds of chess.
ما دور اول را تمام کردیم و حالا دور دوم را شروع میکنیم.
We finished the first set and now starting the second.
cycle, revolution, streak, spin
cycle
revolution
streak
spin
دور تولید حدود دو هفته طول میکشد.
The manufacturing cycle takes about two weeks.
زمین هر سال یک دور کامل به دور خورشید میزند.
The Earth completes one revolution around the Sun every year.
round, around, perimeter, circumference, circuit, about, circle, circum-
round
around
perimeter
circumference
circuit
about
circle
circum-
کودکان دور زمین بازی کردند.
The children played all around the playground.
حصار دور زمین را مشخص میکند.
The fence marks the perimeter of the property.
زمینشناسی epoch
epoch
زمینشناسان دورهی سوم را به چند دور تقسیم میکنند.
Geologists divide the Tertiary period into several epochs.
دور کنونی به نام آنتروپوسن شناخته میشود که تحتتأثیر فعالیتهای انسانی است.
The current epoch is called the Anthropocene, influenced by human activity.
کلمهی «دور» در زبان انگلیسی به far, distant، یا در برخی بافتها remote ترجمه میشود.
«دور» یکی از واژگان پایه و درعینحال عمیق در زبان فارسی است که به فاصلهی مکانی، زمانی، ذهنی یا حتی احساسی اشاره دارد. در سادهترین کاربردش، «دور» به فاصلهی زیاد میان دو نقطه اشاره دارد، مانند «خانهاش خیلی دور است» یا «او از ما دور زندگی میکند». اما همین واژه میتواند در لایههای مختلف معنایی، مفاهیمی چون غربت، تنهایی، بیدستیابی یا حتی استقلال را نیز به همراه داشته باشد، و همین چندلایه بودن آن را واژهای تأملبرانگیز میسازد.
از نظر مکانی، «دور» هم میتواند یک واقعیت فیزیکی باشد و هم یک احساس. گاه چیزی بهطور واقعی در فاصلهی زیادی از ما قرار دارد، اما گاه احساس میکنیم کسی یا چیزی دور است، حتی اگر در نزدیکیمان باشد. این کاربرد احساسی واژه، بهویژه در ادبیات فارسی، کاربرد فراوانی دارد. مثلاً در بیتهایی مثل «ای آنکه دور از ما ولی نزدیک جانی»، واژهی «دور» دیگر فقط نشانهی فاصلهی مکانی نیست، بلکه نشانهی فاصلهی دلها و ناپیوستگی درونهاست.
از لحاظ زمانی نیز «دور» کاربرد زیادی دارد. وقتی میگوییم «در دورانهای دور»، منظورمان زمانهاییست که از حال حاضر فاصلهی زیادی دارند، و اغلب رنگی از خاطره، تاریخ یا افسانه به خود میگیرند. در این معنا، «دور» نوعی رمزآلودگی دارد؛ چیزی که معلوم نیست دقیقاً چه زمانی بوده، اما در هالهای از دوری و غبار زمان محو شده است. این نوع کاربرد، در داستانسرایی، تاریخنگاری و شعر بسیار رایج است.
واژهی «دور» همچنین معنای ذهنی و فلسفی پیدا میکند، بهویژه در بافتهایی که به شناخت، درک یا آگاهی مربوطاند. مثلاً ممکن است بگوییم «فهم این مفهوم برای او دور است»، یا «افکارش از واقعیت خیلی دور شده». در این کاربردها، «دور بودن» نشانهی عدم دسترسی، ناآگاهی یا گاه خیالپردازی است. از این منظر، واژهی «دور» میتواند نشانهای از فاصلهی ذهنی و معرفتی باشد، نه فقط فاصلهی فیزیکی.
«دور» واژهایست انعطافپذیر، شاعرانه و درعینحال دقیق. چه بخواهیم از فاصلهی بین دو مکان سخن بگوییم، چه از شکاف میان دو دل یا ذهن، «دور» مفهومیست که به ما کمک میکند مرزها را بفهمیم، فاصلهها را احساس کنیم، و شاید در جستوجوی نزدیک شدن یا آشتی دادن آنها گام برداریم. واژهای که هم میتواند حس فقدان و جدایی بیاورد، و هم انگیزهای برای حرکت، کشف و پیوند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «دور» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/دور