آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۴

    دوازده به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / davaazdah /

    twelve, duodeno-. dodeca-

    twelve

    duodeno-. dodeca-

    عدد بعداز یازده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    هیئت منصفه از دوازده نفر تشکیل می‌شود.

    twelve people constitute a jury

    هر سال دوازده ماه دارد.

    Each year has twelve months.

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج دوازده

    دوازده به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «دوازده» در زبان انگلیسی به twelve ترجمه می‌شود.

    عدد دوازده یکی از اعداد پایه‌ای و پرتکرار در فرهنگ‌ها، ریاضیات، زمان‌سنجی و نظام‌های اندازه‌گیری در سراسر جهان است. برخلاف بسیاری از اعداد که استفاده‌ی آن‌ها بیشتر محدود به زمینه‌های خاص است، عدد دوازده جایگاهی تاریخی، نمادین و کاربردی دارد. این عدد یکی از اعداد ترکیبی (composite number) است و مضاربی مانند ۳، ۴ و ۶ دارد که آن را برای تقسیم‌بندی‌های متقارن و متوازن بسیار مناسب می‌سازد.

    در سیستم زمانی که امروزه در اکثر نقاط جهان مورد استفاده قرار می‌گیرد، روز به دو بازه‌ی دوازده‌ساعته تقسیم می‌شود: ۱۲ ساعت قبل از ظهر (AM) و ۱۲ ساعت بعد از ظهر (PM). این تقسیم‌بندی به‌گونه‌ای طراحی شده که ساعت‌ها از ۱ تا ۱۲ شماره‌گذاری شوند و مجدداً چرخه تکرار شود. این ساختار زمان‌سنجی ریشه در تمدن‌های باستانی مانند مصری‌ها و بابلی‌ها دارد که عدد ۱۲ را به‌عنوان عددی مقدس یا کامل در نظر می‌گرفتند.

    دوازده در بسیاری از سیستم‌های شمارش و اندازه‌گیری سنتی نیز نقشی اساسی داشته است. برای مثال، در نظام وزن بریتانیایی قدیم، دوجین (dozen) معادل ۱۲ واحد بود و هنوز هم در زبان انگلیسی برای بسته‌بندی و فروش برخی کالاها (مانند تخم‌مرغ، شیرینی و گل) از اصطلاح "دوجین" استفاده می‌شود. این روش شمارش به دلیل تقسیم‌پذیری بالای عدد دوازده (بر ۲، ۳، ۴ و ۶) کارایی بالایی در تجارت سنتی داشته است.

    در علم ریاضیات نیز عدد ۱۲ جایگاه مهمی دارد. این عدد کوچک‌ترین عددی است که هم بر ۲، ۳، ۴ و ۶ بخش‌پذیر است و به همین دلیل در طراحی ساختارهای هندسی (مانند ساعت، چندضلعی‌های منظم، یا نمودارهای دایره‌ای) کاربرد دارد. در تقویم میلادی نیز سال از ۱۲ ماه تشکیل شده که خود به عنوان یکی از نمادهای نظم کیهانی در نظر گرفته می‌شود. این ارتباط میان نظم زمانی و عدد دوازده در بسیاری از ساختارهای تقویمی، حتی در ادیان و تمدن‌های باستان نیز مشاهده می‌شود.

    از جنبه‌ی نمادشناسی، عدد دوازده در بسیاری از فرهنگ‌ها و اسطوره‌ها عددی خاص تلقی می‌شود. برای مثال، در ادبیات و اسطوره‌شناسی غربی و شرقی، ۱۲ غالباً نشانگر یک مجموعه‌ی کامل است: ۱۲ نشانه‌ی زودیاک، ۱۲ ساعت روی ساعت‌گرد، ۱۲ ماه سال، و در برخی داستان‌های فولکلور، ۱۲ قهرمان یا ۱۲ مرحله‌ی سفر قهرمان. این عدد به دلیل تعادل و ساختار منسجمش، اغلب به عنوان نماد کمال و جامعیت مورد استفاده قرار می‌گیرد.

    ارجاع به لغت دوازده

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «دوازده» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/دوازده

    لغات نزدیک دوازده

    • - دوار
    • - دوازدن
    • - دوازده
    • - دوازده برج منطقه البروج
    • - دوازده پیرو عیسی
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.