آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۶ آبان ۱۴۰۴

    رزرو به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / rezerv /

    reservation, booking, stand-in, backup, second-string

    reservation

    booking

    stand-in

    backup

    second-string

    پیشگزینی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    تأیید رزرو هتل

    the confirmation of a hotel reservation

    سیستم رزرو آنلاین بسیار کاربرپسند است.

    The online booking system is very user-friendly.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد رزرو

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    پس انداز ذخیره
    مترادف:
    یدکی

    سوال‌های رایج رزرو

    رزرو به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «رزرو» در زبان انگلیسی به reservation ترجمه می‌شود.

    «رزرو» به عمل پیش‌ثبت یا نگهداری یک محل، خدمات یا منابع برای استفاده در زمان مشخص گفته می‌شود. این واژه معمولاً در زمینه‌هایی مانند هتل‌ها، رستوران‌ها، بلیط سفر، کلاس‌ها و خدمات پزشکی به کار می‌رود و هدف آن تضمین دسترسی فرد به امکانات یا خدمات موردنظر در زمان دلخواه است. رزرو به افراد امکان می‌دهد برنامه‌ریزی دقیقی برای سفر، رویداد یا فعالیت خود داشته باشند و از مشکلات ناشی از کمبود ظرفیت یا ازدحام جلوگیری کنند.

    رزرو در زندگی روزمره نقش مهمی دارد، زیرا نظم و پیش‌بینی‌پذیری ایجاد می‌کند. برای مثال، رزرو هتل قبل از سفر باعث می‌شود که فرد بدون نگرانی از کمبود جا یا تغییر قیمت‌ها، برنامه‌ی خود را دنبال کند. رزرو رستوران یا سالن‌های همایش نیز تجربه‌ای راحت‌تر و سازمان‌یافته‌تر فراهم می‌کند و باعث صرفه‌جویی در زمان و انرژی می‌شود. این ویژگی‌ها نشان می‌دهند که رزرو تنها یک اقدام اداری نیست، بلکه ابزاری برای مدیریت بهتر زندگی و زمان است.

    در کسب‌وکار و خدمات، رزرو اهمیت اقتصادی و عملیاتی دارد. شرکت‌ها و ارائه‌دهندگان خدمات با سیستم‌های رزرو، می‌توانند تقاضا را پیش‌بینی کنند، منابع را بهینه مدیریت کنند و تجربه‌ی مشتریان را بهبود بخشند. این فرآیند به افزایش رضایت مشتری و کاهش استرس ناشی از بی‌نظمی کمک می‌کند. به همین دلیل، بسیاری از سازمان‌ها و موسسات، رزرو آنلاین یا تلفنی را به عنوان یک بخش حیاتی از خدمات خود ارائه می‌دهند.

    رزرو همچنین جنبه‌ی اجتماعی و فرهنگی دارد. افراد با رزرو مکان‌ها یا خدمات، احترام به نظم و حقوق دیگران را رعایت می‌کنند و محیطی منظم و قابل پیش‌بینی ایجاد می‌نمایند. این عمل باعث می‌شود که تعاملات اجتماعی و فعالیت‌های گروهی روان‌تر و کارآمدتر انجام شود و تجربه‌ای مثبت برای همه شرکت‌کنندگان فراهم گردد.

    «رزرو» یا reservation فراتر از یک عمل ساده پیش‌ثبت است؛ این واژه نمایانگر برنامه‌ریزی، نظم و مدیریت منابع است. رزرو امکان می‌دهد که افراد با آرامش و اطمینان به فعالیت‌های خود بپردازند، تجربه‌ای سازمان‌یافته‌تر و رضایت‌بخش‌تر داشته باشند و از امکانات و خدمات به شکل بهینه بهره‌مند شوند.

    ارجاع به لغت رزرو

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «رزرو» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/رزرو

    لغات نزدیک رزرو

    • - رزاق
    • - رزانت
    • - رزرو
    • - رزرو شده
    • - رزرو کردن
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.