آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۳

      رسمی به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      صفت
      فونتیک فارسی / rasmi /

      official, formal, solemn, state, dress, ceremonious, ceremonial, magisterial

      official

      formal

      solemn

      state

      dress

      ceremonious

      ceremonial

      magisterial

      عرفی، قانونی
      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      حسن منشی علی‌البدل جلسات رسمی است.

      Hassan is the alternate secretary of the official meetings.

      ابزار تغییر لحن رسمی فست‌ دیکشنری می‌تواند به ما در نوشتن نامه‌ای رسمی کمک کند.

      FastDictionary's formal tone changer tool can help us write a formal letter.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      همگی به جامه‌های رسمی ملبس بودند.

      They were all costumed in formal attire.

      صفت
      فونتیک فارسی / rasmi /

      cold, standoffish, starchy, stiff

      cold

      standoffish

      starchy

      stiff

      مقرراتی

      رفتار رسمی او باعث می‌شد که دیگران نتوانند به او نزدیک شوند.

      His standoffish demeanor made it difficult for others to approach him.

      او در ابتدا رسمی بود، اما در نهایت به همکاران جدیدش نزدیک شد.

      She was initially cold, but eventually warmed up to her new coworkers.

      صفت
      فونتیک فارسی / rasmi /

      standard, usual, ordinary, common place

      standard

      usual

      ordinary

      common place

      مرسوم، معمولی

      آن‌ها از دستورالعمل‌های رسمی پیروی می‌کنند تا ایمنی در محل کار را تضمین کنند.

      They follow standard guidelines to ensure safety in the workplace.

      مظنونان رسمی در این رویداد دیده شدند.

      The usual suspects were seen at the event.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد رسمی

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      عرفی قانونی
      متضاد:
      شرعی غیررسمی
      مترادف:
      رایج متداول مرسوم
      مترادف:
      فاحشه معروفه

      ارجاع به لغت رسمی

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «رسمی» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/رسمی

      لغات نزدیک رسمی

      • - رسما جزو مقدسان کردن
      • - رسما مجاز
      • - رسمی
      • - رسمی بودن
      • - رسمی کردن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      play hard to get days curassow hydride plexus residual retrospection regurgitation shelf life provoking science fiction womenfolk porridge lighthearted skin tone سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.