آیکن بنر

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۹ مهر ۱۴۰۴

    زندگی کردن به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    فعل لازم
    فونتیک فارسی / zendegi kardan /

    to live, to exist, to reside, to subsist, to dwell, to breathe, to inhabit

    to live

    to exist

    to reside

    to subsist

    to dwell

    to breathe

    to inhabit

    زیستن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    سالها در یک شهر زندگی کردن

    to dwell for years in the same town

    زندگی کردن در انزوا

    living in isolation

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    با حقوق بازنشستگی زندگی کردن

    to live on a pension

    زندگی کردن با او مثل زندگی در جهنم بود.

    Living with her was like living in hell.

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج زندگی کردن

    زندگی کردن به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «زندگی کردن» در زبان انگلیسی به to live ترجمه می‌شود.

    این ترکیب فعلی از بنیادی‌ترین مفاهیم انسانی است که نه تنها به معنای زیستن در سطح بیولوژیک و جسمانی به کار می‌رود، بلکه در معنایی گسترده‌تر به تجربه‌ی آگاهانه، اجتماعی، فرهنگی و روانی انسان نیز اشاره دارد. وقتی می‌گوییم «زندگی کردن»، در واقع از فرآیندی سخن می‌گوییم که پیوسته جریان دارد و همه‌ی ابعاد وجودی انسان را در بر می‌گیرد. این واژه به دلیل سادگی و بنیادین بودن، یکی از پرتکرارترین و در عین حال عمیق‌ترین مفاهیم در زبان فارسی و بسیاری از زبان‌های جهان است.

    از منظر زیست‌شناختی، زندگی کردن یعنی ادامه‌ی حیات با تکیه بر فرآیندهای حیاتی مانند تنفس، تغذیه، رشد و تولیدمثل. در این سطح، زندگی کردن به بقای موجود زنده مربوط می‌شود و هر موجودی برای ادامه‌ی آن باید نیازهای جسمی خود را برآورده سازد. اما این فقط یک بعد ساده از زندگی است. در مورد انسان، «زندگی کردن» چیزی فراتر از تداوم بیولوژیک است، چراکه انسان در کنار بدن، ذهن و روحی پیچیده دارد که کیفیت زندگی او را شکل می‌دهند. همین نکته است که باعث می‌شود زندگی انسان مفهومی چندلایه و گسترده باشد.

    از دیدگاه روان‌شناسی و فلسفه، «زندگی کردن» اغلب به معنای زیستن آگاهانه و معنا بخشیدن به روزها و لحظه‌هاست. بسیاری از اندیشمندان معتقدند زندگی صرفاً گذران زمان نیست، بلکه به معنای تجربه‌ی لحظه‌ها، یافتن هدف و ایجاد رضایت درونی است. وقتی فردی می‌گوید «زندگی کردن را یاد گرفته‌ام»، منظورش معمولاً این است که توانسته میان کار، روابط، علایق و آرامش روانی تعادل ایجاد کند. بنابراین، زندگی کردن در این معنا، نوعی هنر و مهارت است که نیازمند آگاهی و تلاش پیوسته است.

    از منظر اجتماعی و فرهنگی، زندگی کردن همواره در پیوند با دیگران معنا پیدا می‌کند. انسان‌ها در تعامل با خانواده، دوستان، جامعه و محیط پیرامونشان زندگی می‌کنند. این ارتباطات، کیفیت و شکل زندگی را تعیین می‌کنند. برای نمونه، سبک زندگی در یک جامعه‌ی شهری مدرن، با سبک زندگی در یک روستای کوچک تفاوت‌های چشمگیر دارد. فرهنگ‌ها نیز تعریف‌های خاص خود را از زندگی خوب ارائه می‌دهند و این تعریف‌ها بر انتخاب‌های روزمره‌ی افراد تأثیر مستقیم دارند. در نتیجه، زندگی کردن مفهومی انعطاف‌پذیر است که بر اساس شرایط محیطی و فرهنگی تغییر می‌کند.

    در ادبیات و هنر، «زندگی کردن» اغلب به عنوان مفهومی شاعرانه و فلسفی مطرح می‌شود. شاعران بارها از زندگی سخن گفته‌اند؛ گاهی آن را به جویباری زودگذر تشبیه کرده‌اند و گاهی آن را صحنه‌ای برای شکوفایی انسان دانسته‌اند. در سینما و نقاشی نیز زندگی کردن نه تنها به تصویر جسمی، بلکه به احساسات، امیدها و شکست‌های انسان پرداخته می‌شود. این بیان هنری نشان می‌دهد که زندگی کردن تنها یک رخداد طبیعی نیست، بلکه عرصه‌ای برای تجربه‌ی زیبایی، رنج، عشق و امید است.

    ارجاع به لغت زندگی کردن

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «زندگی کردن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/زندگی کردن

    لغات نزدیک زندگی کردن

    • - زندگی شیک و پر تجمل
    • - زندگی عشقی و جنسی
    • - زندگی کردن
    • - زندگی کردن در سوراخ
    • - زندگی گیاهی
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.