well done, bravo
well done
bravo
زهی! انتظار نداشتم اینقدر سریع تمام کنی.
Well done! I didn't expect you to finish so quickly.
زهی! وضعیت را بهخوبی مدیریت کردی.
Bravo! You handled the situation perfectly.
string, corded
string
corded
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
قطعهی موسیقی برای چهار نوازندهی زهی
a composition for a string quartet
پردههای زهی، ظاهری کلاسیک به اتاق بخشیدند.
The corded curtains added a classic touch to the room.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «زهی» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/زهی