intensify
intensify
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
تنش بین کشورها بهسرعت ستهم شد.
Tensions between the countries started to intensify quickly.
خشمش پساز شنیدن خبر ستهم شد.
Her anger began to intensify after hearing the news.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «ستهم شدن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/ستهم شدن