to crawl, to creep, to grovel
to crawl
to creep
to grovel
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او مجبور شد برای برداشتن کلیدهایش از زیر میز سینهخیز برود.
She had to crawl under the table to retrieve her keys.
او فقط میتوانست زیر درگاه کوتاه سینهخیز برود.
He could only creep under the low doorway.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «سینهخیز رفتن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/سینهخیز رفتن