(the husband of one's mother's sister) uncle
uncle
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
شوهرخالهام بسیار مهربان و بخشنده است.
My uncle is very kind and generous.
شوهرخالهمان در خانهی بزرگی نزدیک شهر زندگی میکند.
Our uncle lives in a big house near the city.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «شوهرخاله» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/شوهرخاله