to doubt, to suspect, to mistrust, to question, to have misgiving
to doubt
to suspect
to mistrust
to question
to have misgiving
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او آنقدر سادهلوح بود که به چیزی شک نکرد.
He was too much of a lamb to suspect anything.
او بعداز رفتار عجیب به نیتهای او شک کرد.
She began to mistrust his intentions after the strange behavior.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «شک کردن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/شک کردن