آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵

      طلایی به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم صفت
      فونتیک فارسی / talaayi /

      رنگ gold-colored, yellow, yellowish, blond, blonde

      gold-colored

      yellow

      yellowish

      blond

      blonde

      طلایی, gold-colored, yellow, yellowish, blond, blonde
      زرد درخشان

      نوه‌ام برایان موی فرفری طلایی دارد.

      My grandson, Brian, has curly, yellow hair.

      برندگان مقام اول نشانی به رنگ طلایی دریافت می‌کنند.

      First-place winners receive a gold-colored ribbon.

      صفت
      فونتیک فارسی / talaayi /

      golden, gold, gilt, gold-plated, auric, gold-wrought, dore, auro-, auri-

      golden

      gold

      gilt

      gold-plated

      auric

      gold-wrought

      dore

      auro-

      auri-

      ساخته‌شده از طلا

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      گوشواره‌های بلند و طلایی از گوش‌هایش آویخته بود.

      Long, golden earrings were dangling from her ears.

      نمایشگاه جدید موزه، اشیاء طلایی از عهد برنز را به نمایش می‌گذارد.

      The museum’s new exhibit showcases gilt artifacts from the Bronze Age.

      صفت
      فونتیک فارسی / talaayi /

      مجازی golden, shiny, bright, (very) promising

      golden

      shiny

      bright

      promising

      بسیار پررونق

      سال‌های طلایی بازنشستگی بهترین دوره‌ی زندگی او بود.

      The golden years of retirement were the flower of her life.

      دوران طلایی هالیوود در دهه‌ی ۱۹۵۰، با فیلم‌های کلاسیک و ستارگان افسانه‌ای مشخص شد.

      The shiny era of Hollywood in the 1950s was defined by classic films and iconic stars.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد طلایی

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      زری زرین زرین‌فام زرینه زریون
      متضاد:
      سیمین

      سوال‌های رایج طلایی

      طلایی یا طلائی – کدام درست است؟

      شکل درست و معیار در زبان فارسی امروز فقط «طلایی» است.

      طبق دستور خط فارسیِ فرهنگستان زبان و ادب فارسی، نوشتن همزه در پایان کلماتی مانند «طلایی»، «هوایی» و ...، در صورتی که خواندن واژه بدون همزه ممکن و روان باشد، ضرورتی ندارد و باید حذف شود. بنابراین، املای «طلائی»، هرچند در گذشته رایج بوده، امروزه در فارسی معیار نادرست به‌شمار می‌رود یا دست‌کم غیراستاندارد است.

      طلایی به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «طلایی» در زبان انگلیسی به golden ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی «طلایی» به طور کلی به رنگ یا جنس طلا اشاره دارد که از دیرباز نمادی از ارزش، زیبایی و برتری در فرهنگ‌های مختلف بوده است. رنگ طلایی یادآور درخشش خورشید، گرما و ثروت است و به همین دلیل در هنر، طراحی و ادبیات بسیار مورد استفاده قرار گرفته است. این واژه علاوه بر کاربرد رنگی، در معنای نمادین نیز به کار می‌رود و برای توصیف چیزهایی که دارای کیفیت بسیار بالا، ارزشمند یا نادر هستند، استفاده می‌شود.

      طلایی بودن اغلب با مفاهیمی همچون موفقیت، کمال و شکوه همراه است. برای مثال، وقتی از «دوران طلایی» یاد می‌شود، منظور دوره‌ای است که در آن پیشرفت‌های قابل توجه و شکوفایی فرهنگی، هنری یا علمی رخ داده است. این تعبیر نشان‌دهنده‌ی یک دوره خاص و برجسته در تاریخ یا زندگی یک فرد است که به عنوان بهترین و درخشان‌ترین زمان‌ها به شمار می‌آید.

      از نظر بصری، رنگ طلایی به دلیل درخشش و زیبایی خاص خود، در طراحی جواهرات، مد، دکوراسیون داخلی و حتی بسته‌بندی کالاهای لوکس به کار می‌رود. استفاده از رنگ طلایی می‌تواند احساس ارزشمندی، تجمل و اصالت را به بیننده منتقل کند و معمولاً به منظور جلب توجه و ایجاد حس خاص بودن انتخاب می‌شود.

      در فرهنگ‌های مختلف، طلایی نمادی از نور، خیر و رفاه است. به همین دلیل، در بسیاری از آیین‌ها و جشن‌ها از رنگ طلایی برای تزئین و نمایش شکوه استفاده می‌شود. این رنگ اغلب نشان‌دهنده‌ی جایگاه والا و احترام است و در برخی موارد به عنوان نشانه‌ی قدرت و حکمرانی به کار می‌رود.

      طلایی نه فقط یک رنگ یا جنس، بلکه نمادی از ارزش و اعتبار است که در طول تاریخ به عنوان یک عنصر زیبایی و قدرت به آن نگاه شده است. این واژه با بار معنایی مثبت و شکوه‌آمیز خود، در زبان و فرهنگ‌های مختلف جایگاه ویژه‌ای دارد و همچنان جذابیت خود را حفظ کرده است.

      ارجاع به لغت طلایی

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «طلایی» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/طلایی

      لغات نزدیک طلایی

      • - طلایه
      • - طلایه‌دار
      • - طلایی
      • - طلایی رنگ
      • - طلایی کردن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.