آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

عموقلی به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / amoogholi /

cousin (son of a paternal uncle)

cousin

پسرعمو

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

عموقلی او هفته‌ی آینده به عروسی می‌آید.

Her cousin is coming to the wedding next week.

عموقلی‌ام مرا به جشن تولدش دعوت کرد.

My cousin invited me to his birthday party.

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت عموقلی

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «عموقلی» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/عموقلی

لغات نزدیک عموقلی

پیشنهاد بهبود معانی