downing, sinking, wrecking, shipwreck
downing
sinking
wrecking
shipwreck
ما شهرهای آنها را بمباران کردیم و آنها با غرق کردن کشتیهای ما تقاص پس گرفتند.
We bombed their cities; they answered by sinking our ships.
تحقیقات در مورد غرق کشتی، مجموعهای از نقصهای حیاتی ایمنی را آشکار کرد.
The investigation into the ship's downing revealed a series of critical safety failures.
مجازی entanglement, involvement
entanglement
involvement
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او کاملاً در کارش غرق شده بود و اغلب خوردن یا خوابیدن را فراموش میکرد.
He was completely entangled in his work, often forgetting to eat or sleep.
او احساس میکرد در تودرتویی از مسئولیتها غرق شده و لحظهای برای خودش پیدا نمیکرد.
She felt entangled in a web of responsibilities, unable to find a moment for herself.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «غرق» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/غرق