آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

فرهنگی به انگلیسی

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / farhangi /

teacher, educator, instructor

teacher

educator

instructor

کارمند آموزش‌وپرورش

فرهنگیان اغلب به‌عنوان راهنمایان فرهنگی در کلاس عمل می‌کنند.

Teachers often act as cultural guides in the classroom.

به‌عنوان یک فرهنگی، او خلاقیت و تفکر انتقادی را ارزش می‌نهد.

As an educator, he values creativity and critical thinking.

صفت
فونتیک فارسی / farhangi /

cultural, educational, educative

cultural

educational

educative

مربوط به فرهنگ

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری

زادروز بزرگداشت فردوسی، رویداد فرهنگی مهمی در ایران است.

The celebration of Ferdowsi's birthday is an important cultural event in Iran.

او در یک سمینار فرهنگی درباره‌ی هنرهای سنتی شرکت کرد.

She attended an educational seminar on traditional arts.

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت فرهنگی

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «فرهنگی» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/فرهنگی

لغات نزدیک فرهنگی

پیشنهاد بهبود معانی