آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۸ آبان ۱۴۰۴

    فسخ به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / faskh /

    revocation, abolition, cancellation, annulment, disjunction, nullification, termination, invalidating, withdrawal, annulling, dissolution, rescinding, recission

    revocation

    abolition

    cancellation

    annulment

    disjunction

    nullification

    termination

    invalidating

    withdrawal

    annulling

    dissolution

    rescinding

    recission

    ابطال

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری

    فسخ قرارداد

    the dissolution of a treaty

    طلاق، فسخ ازدواج

    the dissolution of a marriage

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد فسخ

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    ابطال الغا باطل حذف زایل لغو نقض

    سوال‌های رایج فسخ

    فسخ به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «فَسخ» در زبان انگلیسی به termination, cancellation, یا annulment ترجمه می‌شود.

    این واژه به معنای برهم زدن، لغو کردن یا از اعتبار انداختن یک قرارداد، پیمان یا توافق است. فسخ معمولاً زمانی به کار می‌رود که یکی از طرفین یک قرارداد، به دلایل مشخص و موجه، تصمیم می‌گیرد به تعهدات خود پایان دهد یا توافق را بی‌اثر کند. این مفهوم، از دیرباز در زبان فارسی و متون حقوقی و اداری جایگاه مهمی داشته و همچنان در گفت‌وگوهای رسمی، حقوقی و تجاری به کار می‌رود.

    از دیدگاه حقوقی، فسخ عملی ارادی و یک‌طرفه است که به‌موجب آن، یکی از طرفین قرارداد، با اتکا به حقی که از پیش برایش تعیین شده است، قرارداد را منحل می‌کند. این حق ممکن است در خود قرارداد پیش‌بینی شده باشد یا بر اساس قانون ایجاد شود. برای مثال، اگر یکی از طرفین تعهدات خود را نقض کند، طرف دیگر ممکن است حق فسخ قرارداد را داشته باشد. در این حالت، فسخ موجب می‌شود که قرارداد از زمان اعلام، بی‌اعتبار گردد و آثار حقوقی آن متوقف شود.

    در زبان عمومی، واژه‌ی «فسخ» کاربردی فراتر از حوزه‌ی حقوق دارد و در زندگی روزمره و روابط انسانی نیز به کار می‌رود. وقتی گفته می‌شود «فلان توافق فسخ شد» یا «قرارداد کار فسخ گردید»، منظور این است که رابطه یا تعهد موجود پایان یافته است. حتی در روابط غیررسمی نیز گاهی از این واژه برای بیان قطع همکاری یا پایان یک وعده استفاده می‌شود، هرچند در گفتار عادی ممکن است به جای آن از عباراتی چون «لغو کردن» یا «بر هم زدن» استفاده شود.

    از نظر تاریخی و ادبی، ریشه‌ی واژه‌ی «فسخ» از زبان عربی گرفته شده و به معنای «باز کردن گره، گشودن، از هم گسیختن» است. در این معنا، فسخ تنها به لغو قرارداد محدود نمی‌شود، بلکه مفهومی نمادین نیز دارد — یعنی از بین بردن پیوند یا رابطه‌ای که پیش‌تر برقرار شده بود. به همین دلیل، این واژه در متون قدیمی گاه در معنای استعاری نیز به کار رفته است؛ مانند فسخ دوستی، فسخ عهد یا فسخ نکاح.

    «فسخ» نه‌فقط یک عمل حقوقی، بلکه بیانی از اراده و اختیار انسان در مدیریت روابط و تعهدات خویش است. این واژه نشان می‌دهد که هر رابطه یا توافقی، علاوه بر آغاز، نقطه‌ی پایانی نیز دارد و آن پایان می‌تواند آگاهانه و بر اساس منطق و قانون انجام گیرد. فسخ مفهومی است میان «پایان» و «آغاز دوباره» — نشانه‌ای از توانایی انسان برای بازنگری، اصلاح و تصمیم‌گیری در مسیر تعاملات خود.

    ارجاع به لغت فسخ

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «فسخ» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/فسخ

    لغات نزدیک فسخ

    • - فسان
    • - فسحت
    • - فسخ
    • - فسخ شدن
    • - فسخ شدنی
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    band-aid badly need bacteria back and forth available to start work automatically authoritatively authenticator authentic audacious at-home Apr ardent are aren't اقتدار نام کاربری مقتدر صفیر نام‌نویسی ثنا صنم نکس نصب نگران نمناک نمونه‌کار نوشابه سپک‌تاکرا وان
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.