آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

قاچاق به انگلیسی

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / ghaachaagh /

contraband, smuggling, smuggled goods, trafficking, dealing, peddling

contraband

smuggling

smuggled goods

trafficking

dealing

peddling

چیزی که خریدوفروش آن ممنوع است

کامیون پر از کالای قاچاق بود.

The truck was full of contraband.

دستگیری این فروشنده‌ی موادمخدر ضربه‌ی بزرگی به شبکه‌ی قاچاق موادمخدر در این شهر بود.

The pedlar's arrest was a major blow to the drug trafficking network in the city.

صفت
فونتیک فارسی / ghaachaagh /

hot, illicit, bootleg, contraband, illegal, smuggled, traffic

hot

illicit

bootleg

contraband

illegal

smuggled

traffic

غیرقانونی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس

او درحال فروش داروی قاچاق در گوشه‌ی خیابان دستگیر شد.

He was caught selling illegal drugs on the street corner.

پلیس در یک عملیات ضربتی اسلحه‌ی قاچاق را کشف و ضبط کرد.

The police seized the illicit firearms during a raid.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد قاچاق

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

مترادف:
غیرقانونی غیرمجاز کالای‌ممنوع

ارجاع به لغت قاچاق

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «قاچاق» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/قاچاق

لغات نزدیک قاچاق

پیشنهاد بهبود معانی