to be imminent, to impend, to impending, to be about to happen
to be imminent
to impend
to impending
to be about to happen
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
باد قریبالوقوع است.
The storm is imminent.
تغییر جدیدی در سیاست در ماه آینده قریبالوقوع خواهد بود.
A new policy change will be imminent next month.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «قریبالوقوع بودن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/قریبالوقوع بودن