resolution, statement, resolve, manifesto, declaration, decision
resolution
statement
resolve
manifesto
declaration
decision
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
شورای امنیت سازمان ملل قطعنامهای را تصویب کرد که تجاوز را محکوم میکرد.
The UN Security Council passed a resolution condemning the aggression.
قطعنامهی مشترک صادرشده توسط جامعهی بینالمللی بر ضرورت همکاری جهانی در مقابله با تغییرات اقلیمی تأکید کرد.
The joint statement issued by the international community underscored the necessity of global cooperation in addressing climate change.
پیامدهای اقتصادی بالقوه برای کشورهای درحال توسعه را پساز اجرای یک قطعنامهی تجاری جهانی با هدف کاهش یارانهها در بخشهای کشاورزی تحلیل کنید.
Analyze the potential economic implications for developing nations following the implementation of a global trade resolution aimed at reducing subsidies in agricultural sectors.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «قطعنامه» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/قطعنامه