آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

قیمه به انگلیسی

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / gheyme /

غذا و آشپزی minced meat, hashed meat

minced meat

hashed meat

گوشت بریده به قطعات کوچک

ترجیح می‌دهم در اسپاگتی‌ام به جای گوشت چرخ‌کرده از قیمه استفاده کنم.

I prefer to use minced meat in my spaghetti sauce rather than ground beef.

قصاب انواع گوشت از جمله قیمه می‌فروشد.

The butcher sells a variety of meats, including minced meat.

اسم
فونتیک فارسی / gheyme /

غذا و آشپزی Gheyme (minced meat with split peas)

Gheyme

نوعی خورش ایرانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری

مادرم دیشب برای شام قیمه‌ی خوشمزه‌ای پخت.

My mother made a delicious Gheyme for dinner last night.

یک کاسه قیمه به رستوران ایرانی سفارش دادم.

I ordered a bowl of Gheyme from the Persian restaurant.

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت قیمه

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «قیمه» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/قیمه

لغات نزدیک قیمه

پیشنهاد بهبود معانی