trajectory
trajectory
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
مسیر پرتابی موشک بهدقت محاسبه شد تا از موانع جلوگیری شود.
The rocket's trajectory was carefully calculated to avoid any obstacles.
مسیر پرتابی پرتابه توسط زمین ناهموار تغییر کرد.
The projectile's trajectory was altered by the uneven terrain.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «مسیر پرتابی» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/مسیر پرتابی