overcome, defeated, conquered, overwhelmed, beaten, vanquished, crushed, subjugated, subdued, routed
overcome
defeated
conquered
overwhelmed
beaten
vanquished
crushed
subjugated
subdued
routed
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
ارتش مغلوب باید با شتاب از خط مقدم عقبنشینی میکرد.
the defeated army had to retreat hastily from the field of battle.
مردم مغلوب را مجبور کردند در برابر حاکمان جدید خود تعظیم کنند.
The conquered people were forced to bow down to their new rulers.
هر دو واژه «مغلوب» و «مقلوب» در زبان فارسی وجود دارند اما معانی و کاربردهای متفاوتی دارند و نباید با هم اشتباه گرفته شوند.
مغلوب به معنی شکستخورده، تسلیمشده یا کسی که در جنگ یا مبارزه پیروز نشده است، به کار میرود.
مقلوب به معنی وارونه شده، برعکس شده یا برگردانده شده است و بیشتر در زمینههای فنی، ریاضی یا توصیفی استفاده میشود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «مغلوب» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/مغلوب